نکاتی درباره ساخت پی نما

9490-2045-10467-1-fantastic-four

حرکت و توهم حرکت

یکی از دیگر موارد مهم در تصویرسازی کمیک استریپ، ایجاد توهم حرکت، فعالیت و سرعت است. استفاده ی آگاهانه از خط، یکی از مهم ترین شگردها برای ایجاد توهم است. بر اساس یافته های روان شناختی، با استفاده از خط هایی مشخص می توان حرکت هایی جهت دار را پدید آورد و القا کرد. خط های مورب، ذاتاً پویا بوده و در نقل و انتقال ها، در حال حرکت به سوی بالا به نظر می رسند و معمولاً در جهت حادترین زاویه قرار دارند. جهت های مورب، خارج از کنترل و در حال انتقال به نظر می رسند و بر حالتی تهاجمی یا نیزه وار تأکید می ورزند. خط های مورب، به طور کلی دارای حالت گریزی از محدوده ی کادر تصویر بوده و باعث ایجاد احساس نبود توازن و وجود پریشانی می شوند. تصویرگران، بیشتر برای برجسته سازی، ایجاد تحرک و بیان خشونت و خودسری، از این خط ها استفاده می کنند.

خط های افقی و عمودی، ساکن به نظر می رسند، اما با مشاهده حرکت، جهت حرکت خط های عمودی از پایین به بالا و هماهنگ بامسیر حرکت نگاه بیننده بوده و حالتی اوج گیرنده می یابند. به عکس این وضعیت، هنگامی که حرکت داخل یک کادر رو به پایین باشد، احساس تنش یا رودررویی در مخاطب برانگیخته می شود، چون نگاه بیننده تمایل به حرکت رو به بالا دارد. سمت حرکت خط های افقی از چپ به راست است و از نظر روان شناختی، حرکت فیزیکی در این جهت، طبیعی به نظر می رسد. این در حالی است که حرکت از راست به چپ دشوار می نماید.

9490-2045-10467-1-fantastic-fourپدیده های روان شناختی خط ها، در تصویرگری کمیک استریپ از اهمیت ویژه ای برخوردار است. تصویرگر حساس، از ویژگی های خط های مختلف به منظور تقویت تفکر دراماتیک و محتوایی داستان بهره می برد. در بسیاری از موارد، جهت حرکت قهرمان داستان از سمت چپ کادر به سوی سمت راست آن انتخاب می شود و جهت حرکت ضد قهرمانان داستان برعکس این مسیر است. در فیلم های سینمایی به فراوانی دیده ایم که وقتی قهرمان از صحنه ی نبرد می گریزد، جهت حرکتش از راست به چپ است و هنگامی که دوباره به مبارزه ادامه می دهد، جهت حرکتش از چپ به راست انتخاب می شود، با انجام یک آزمایش فیزیکی می توان پی برد که برای ترسیم یک خط قطری از زاویه ی چپ پایین یک کادر به سوی زاویه راست بالای آن، با یک حرکت مچ دست یا قلم مو می توان به راحتی آن را رسم کرد، اما برای کشیدن همین خط قطری از زاویه راست پایین کادر به سمت زاویه چپ بالای آن ، باید بازوی خود را به حرکت درآورد و کاری تقریباً دشوار و با شدت عمل، انجام داد. تمهید دیگری که برای ایجاد حس حرکت مورد استفاده تصویرگر قرار می گیرد، حرکت شخصیت در داخل کادر است. ایجاد این نوع حرکت، متضمن به وجود آوردن توهم حرکت در فضا و زمان کادر است و سمت حرکت در تعیین مفهوم آن ، اهمیت بسیاری دارد. تصویرگر از وزن ذاتی سطح دو بعدی تصویر ، آگاهانه سود می برد. او بر اساس روایت داستان و متناسب با آن، در مورد حفظ موضوع در داخل کادر و یاهدایت موضوع به خارج از کادر، تصمیم می گیرد. اوست که تعیین می کند حرکت، برهم زننده ی تعادل یک کمپوزیسیون است یا خیر. هر یک از این موارد، بر مفاهیم محتوایی و روان شناختی معینی دلالت دارد.

هنگامی که تصویرگر با تغییر محل یک شخصیت یا شیء، تعادل کمپوزیسیون را از حالت موازنه خارج کرده و ایجاد خلأ می کند، با استفاده از حرکت شخصیت یا اشیای دیگر خلأ تصویر را تصحیح و توازن لازم را برقرار می کند تا احساس موازنه ی روان شناختی را تداعی کرده باشد.

طراحی حرکت شخصیت ها در کادر، اگر به سمت دور یا نزدیک شدن آن ها باشد، تصویر از جنبه ی بیانی دراماتیک، برخوردار خواهد شد. تغییر نقطه ی دید تصویر و یا به بیانی دیگر، تغییر پرسپکتیو تصویر نیز، حرکت را القاء می کند. چشم های تصویرگر می تواند برای ایجاد حالت های گوناگون، همانند یک دوربین فیلم برداری عمل کند و داخل پرسپکتیوهای طراحی شده خود، حرکت هایی را از زوایای مختلف در جهت های متفاوت، به تصویر بکشد. همچنین، حرکت را می توان با بهره گیری از کنتراست ها یا تضادهای تیره و روشن، دور و رنگ نیز به تصویر کشید .

 

نویسنده : مرتضی اسماعیلی سهی

 

مطالب مرتبط: 

۱- کانال تلگرام سایت پی نما ایران

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *