قهرمانان کتاب‌های پی‌نمای مصری

420-240

در هر فعالیتی تجربه مهمترین عامل موفقیت محسوب می‌شود. دست‌یابی به این گنجینه‌ مقدور نیست مگر از دو راه: اول، کسب تجربه‌ی شخصی با صرف وقت و هزینه‌ی مادی و معنوی؛ دوم، استفاده از تجربیات سایر اشخاصی که به آن فعالیت خاص پرداخته‌اند.

 اما متاسفانه هنوز ارزش مستندسازی (نه به معنای سینمای مستند، بلکه به مفهوم آرشیوسازی و حفظ نظام‌مند تجربیات) برای کشورهای در حال توسعه ناشناخته مانده است. حال آنکه مشی کشورهای به اصطلاح جهان اول چیز دیگری است؛ جایی که ثبت و ضبط تجربیات و مدیریت اصول‌مند اطلاعات مبنای قدرتمندی برای کارهای آتی قرار می‌گیرد.

متن زیر شرح تلاش‌های نویسنده و پژوهشگری است به نام ندیم دملوجی[۱] که درست در زمان اوج‌گیری وقایع موسوم به بیداری اسلامی به دنبال ردی از تاریخ پی‌نما در کشورهای عربی می‌گردد. در آغاز، به علت نبود اسناد مدون در این رابطه، می‌پندارد شاکله‌ی هنر کمیک در کشورهای عربی‌ای همچون مصر تماماً وامدار نمونه‌های غربی است؛ اما کشف نسخه‌هایی از این آثار مربوط به سال‌ها قبل از معروف‌ترین پی‌نماهای شناخته‌شده در جهان، نتایج جالبی را برای تحقیقاتش رقم می‌زند. در اولین بخش از مجموعه‌ی مقالاتش، او به دنبال یافتن دلیل علاقمند شدن مصریان به پی‌نمای تن‌تن است. در حال حاضر ندیم دملوجی در حال نوشتن کتابی در مورد تاریخچه‌ی پی‌نماهای عربی است که قرار است در سال آینده منتشر گردد.

1

موضوع جستجوی من: به‌دنبال یک شخصیت فکلی مو قرمز[۲]

ندیم دملوجی

2

من در قاهره بودم و فکلی مو قرمز مورد اشاره هم تن‌تن اثر هرژه – هنرمند بلژیکی – بود که در سال ۱۹۲۹ میلادی اولین کتابش را منتشر ساخت. این پسر گزارش‌گر، نه تنها قهرمان یکی از پر‌فروش‌ترین کتاب‌های پی‌نمای جهان بوده، بلکه سوژه‌ی یک مجموعه‌ی تلویزیونی، یک فیلم از استیون اسپیلبرگ[۳]، یک موزه، یک رشته‌ی تحصیلی مجزا، … و در نهایت عامل اختصاص یافتن یک بودجه‌ی تحقیقاتی برای من بوده است. من به مدت یک ماه در مصر و در حال تلاش برای ریشه‌یابی تاریخچه‌ی هنر پی‌نما در خاورمیانه بودم و به عنوان نقطه‌ی شروع، به ترجمه‌های عربی تن‌تن مراجعه کردم. در سراسر راهروهای خاکی سورالأزبکیه[۴] – یک بازار کتاب‌فروشی در حومه‌ی قاهره – در جستجوی همان شعله‌های آشنای نارنجی و قرمز و از میان پشته‌های بزرگ کتاب‌ها و مجلات عربی دست دوم، به تک‌تک غرفه‌های فروشندگان سر می‌زدم.

من بارها و بارها در این جستجو شکست خوردم. اما در نهایت به انتهای راهرویی رسیده و از کتابفروشی همان سؤال همیشگی را پرسیدم: «عندک تن‌تن من زمان؟» (به معنای: آیا چیزی از تن‌تن‌های قدیمی داری؟). او هم در عین شگفتی من،‌ بسته‌ای از مجموعه‌های تن‌تن که توسط شرکت دارالمعروف[۵] در سال ۱۹۷۶ میلادی منتشر شده و شامل خرچنگ پنجه‌طلایی و تن‌تن در آمریکا بود را روی پیش‌خوان گذاشت. صاحب غرفه رقم بیست جنیه‌ی مصری[۶] (حدوداً سه دلار آمریکا) را برای این بسته طلب کرد – که برای من چیزی فراتر از تصور بود. زیرا در ریاضت چهار ماهه‌ام در بلژیک فهمیده بودم که با سه دلار نه تنها یک بسته،‌ که حتی یک نسخه از پی‌نما را هم نمی‌توانم بخرم.

3

تن‌تن در آمریکا (۱۹۳۲)

بعد از این که با رقم فوق موافقت کردم،‌ فروشنده ناگهان خود را برابر یک شانس بزرگ دید: «این‌ها هم ممکن است به دردت بخورند؟» پاسخ به این سؤال مرا در ابتدا چند دلار فقیرتر و در نهایت بسیار ثروتمند‌تر کرد. پیشنهاد وی نسخه‌های قدیمی و تاخورده‌ای از سندباد – پی‌نمایی مربوط به سال ۱۹۵۲ میلادی که من هرگز در موردش چیزی نشنیده بودم – بود و مرا در مسیر کشف تاریخچه‌ی چشم‌گیر ولی فراموش‌شده‌ی پی‌نماهای عربی قرار داد.

پروفسور آلن داگلاس[۷] و پروفسور فدوا مالتی داگلاس[۸] در ابتدای کتاب سال ۱۹۹۴ خود تحت عنوان کمیک‌استریپ‌های عربی اشاره می‌کنند: «جستجو به دنبال اولین نسخه … همانند انتخاب اولین نمونه‌ی هر قالب هنری است. این موضوع کاملاً به این بستگی دارد که بخواهیم جستجوی خود را از کدام نقطه‌ی زمانی آغاز نماییم.» به عبارت دیگر، می‌توان آثار هیروگلیف فراعنه را به عنوان اولین قالب ثبت شده از «هنر استفاده از تصاویر دنباله‌دار برای روایت داستان یا انتقال مفاهیم[۹]» دانسته و یا برعکس، ادعا نمود که اولین نسخ هنر پی‌نما مربوط به نقاشی‌های کارتونی سیاسی ضد بریتانیایی مصرِ در آستانه‌ی تغییر قرن بوده‌اند. در متن حاضر من عبارت «پی‌نما» را به منظور اشاره به Sequential art منتشر شده با هدف سرگرم‌سازی – که با پی‌گیری ماجراجویی‌های شخصیت‌های شناخته شده شکل می‌گیرد – به کار برده‌ام.

با ترسیم این خط سیر ، مشخص خواهد شد که اولین پی‌نماهای عربیِ مصر در دهه‌ی ۱۹۲۰ میلادی و در قالبی الگو گرفته از مجلات کودکان اروپا منتشر شدند. در سال‌های دهه‌های ۱۹۲۰ تا ۱۹۵۰ میلادی، تولید پی‌نماها در خاورمیانه با تمرکز یافتن در مصر و بدون مستندسازی مشخص، نوسانات زیادی را تجربه کرده است. به دلایلی مانند جنگ، شرکت‌های انتشاراتی در خاورمیانه عمدتاً محصولات خود را بدون آرشیو کردن و حتی ذکر نام هنرمندان شرکت‌کننده در تولید این آثار به بازار عرضه می‌کردند. تلاش برای فهم نحوه‌ی خلق این پی‌نماها حاصل چندانی بیش از چند تصویر از صفحه‌ی نشریه به همراه نخواهد داشت. آن هم تصاویری که در دهه‌های ابتدایی تولید، اغلب ترجمه‌هایی از محصولات مقبول غربی بودند. با این حال، برای درک پی‌نماهای عربی در ابتدای قرن بیستم میلادی، باید به بازارهای اروپا و آمریکا که این آثار از آنها عاریه گرفته شده، تغییر یافته و در تاریخ خود این کشورهای عربی تنیده می‌شدند، توجه نمود.

اهمیت پیگیری و حفظ تاریخچه‌ی پی‌نماها به عنوان یک قالب هنری در کشورهای غربی، موضوعی تقریباً واضح و مشخص است. یک سرزدن کوتاه به کتاب‌خانه‌ی محلی و یا ویکی‌پدیا، اطلاعاتی در حد چندین کتاب با این موضوع در اختیارمان قرار خواهد داد. این اطلاعات، تاریخ‌نگاری‌هایی که نام هنرمندان اصلی را به دقت ثبت کرده است و شمارگان چاپ و حتی محل خرید مجموعه‌ی کامل چاپ مجدد هر سری از پی‌نماها را نیز شامل می‌شود. به صورت خاص در اروپا، جایی که در آن پی‌نما به عنوان «هنر نهم» شناخته می‌شود، پی‌نماهای کودکان – که توسط هنرمندان بلژیکی و فرانسوی تولید شده‌اند – جزء ارکان دیرپای فرهنگ ادبی به شمار می‌روند. پی‌نما در کشور ایالات متحده،‌  عمدتاً در تسخیر جادوی ابرقهرمانانی است چون بت‌من و سوپرمن که به لطف حمایت طرفداران بسیار رشد یافته‌اند. اما در اروپا پی‌نماها محصولی جهانی‌تر و با مخاطبینی از تمام گروه سنی کودکان و بزرگ‌سالان هستند.

پی‌نماهای فرانسوی-بلژیکی کودکان در اوایل قرن بیستم میلادی به طریقه‌ی سیاه و سفید و با اندازه‌ی ضمیمه‌های تبلیغات در روزنامه‌ها به چاپ می‌رسیدند. خیلی زود محبوبیت این آثار به حدی رسید که فضا برای گسترش یک صنعت پول‌ساز با موضوع پی‌نماهایی برای کودکان مهیا شد. بعد از پایان یافتن جنگ جهانی دوم،‌ ناشرین به چاپ مجلات هفتگی کاملاً رنگی مختص پی‌نما روی آوردند که بعداً در قالب کتاب‌هایی با جلد سخت گردآوری شدند. در طول این دوره، هنرمندان فرانسوی-بلژیکی شخصیت‌های نمادینی مانند آستریکس، لوک خوش‌شانس، اسمورف‌ها و تن‌تن را خلق کردند. و این‌ها همان پی‌نماهایی هستند که من از کودکی با خواندن آنها در بیروت انس داشتم.

من که در نه سالگی از کالیفرنیا به بیروت نقل مکان کرده بودم،‌ حریصانه هر روز بعد از مدرسه پی‌نماهای اروپایی را می‌خواندم. من از طریق خواندن ماجراهای تن‌تن زبان فرانسوی را آموختم و لابه‌لای صفحات کتاب از اروپا به هند و از آنجا به چین سفر می‌کردم. بعدها،‌ زمانی که در ایالات متحده دانشجو بودم، دریافتم که قهرمانان پی‌نماهای محبوب من یا مانند تن‌تن اروپایی بودند و یا مثل سوپرمن آمریکایی. درحالی‌که عرب‌ها در این پی‌نماها یا تبهکار شده بودند و یا دلقک (معمولاً هر دو!). من پیشنهادی ارائه دادم مبنی بر اختصاص اعتبار پژوهشی‌ای که هدفش رصد ردپای تن‌تن در جهان است تا بفهمیم چگونه هنرمندان کشورهای میزبان جایگزینی برای هویت خود در پی‌نماهایشان به‌وجود آورده‌اند.

زمانی که در اواخر سال ۲۰۱۰ بلیط پروازم را به سمت قاهره نهایی کردم، تصورم بر این بود که فقدان سابقه‌ی مستند به معنای نبود پی‌نماها در تاریخچه‌ی انتشارات مصر نیست. من به آپارتمانی در گاردن سیتی[۱۰]، جایی در نزدیکی میدان تحریر[۱۱]، نقل مکان کرده و در آنجا طی یک ماه اول همه‌ی ابزارهای تحقیقاتی‌ای را که می‌شناختم به کار گرفتم اما به هیچ نتیجه‌ای نرسیدم. من حتی به کتابخانه‌ی دانشگاه آمریکایی قاهره نیز سر زدم ولی نتوانستم شماره‌های مربوط به پی‌نماهای قدیمی را بیابیم. علاوه‌بر‌این، صحبت با هیچ یک از دانشگاهیان و هنرمندان معاصر هنگام استعمال قلیان (!)، سرنخ جدیدی در این مورد به دستم نداد. تا این که در نهایت این غرفه‌دارهای سور‌الأزبکیه بودند که توانستند اطلاعات مورد نیازم را در مورد پی‌نماهای عربی در اختیارم قراردهند.

من هفته‌ای یک بار از میدان تحریر به سمت بازار کتاب‌فروش‌ها می‌رفتم و با مجموعه‌ی جدیدی از Sequential art به زبان عربی و مربوط به قرن بیستم باز می‌گشتم. در ابتدای چهارمین ماه حضورم در قاهره، نیروی عظیم انقلاب مانع ادامه‌ی کارهای معمولم شد. مسئول بورسیه‌ی من توصیه کرد که آنجا را ترک کنم؛‌ بنابراین اوقات آخرین هفته‌ی حضورم در آنجا بین اسکن کردن دیوانه‌وار صفحات پی‌نماهایی که خریده بودم و وقفه‌هایی برای نظاره‌ی روح انسانی متحد شده در میدان تحریر تقسیم شد. بعد از ترک آنجا،‌ متوجه شدم که همان ابزارهای الکترونیکی‌ای که به حرکت در آمدن جریانات انقلابی را تسهیل کردند،‌ زمینه‌ی تحقیقاتی مرا نیز – بهتر از آنچه با تکیه بر پاهایم قادر به انجامش بودم – به پیش خواهند برد. فردی به من پیشنهاد داد که از عرب کمیکز[۱۲]، جامعه‌ای از علاقمندان آرشیوکننده‌ی آنلاین پی‌نما که مجموعه‌های در اختیار خود را اسکن کرده و به اشتراک گذاشته بودند، بازدید کنم. در نتیجه‌ی تلاش‌های مجدانه‌ی آنها، ما اکنون می‌توانیم قطعه‌های جورچین وضعیت پی‌نما را در روزهای آغازین خود در خاورمیانه به شکل دقیق‌تری کنار هم قرار دهیم.

4

الاولاد[۱۳] (به معنای پسران) به عنوان اولین پی‌نمای عربی منتشر شده در سال ۱۹۲۳ میلادی، در زمان خود مجله‌ای با موفقیت شگفت‌انگیز برای کودکان بود. در حقیقت‌ زمانی که پی‌نمای الاولاد منتشر شد، در سرتاسر جهان پی‌نماهای قابل مقایسه با آن به زحمت به تعداد انگشتان یک دست می‌رسیدند. نسخه‌ی کامل این پی‌نما دو سال قبل از عرضه‌ی اثر آلن سنت اوگان[۱۴] با نام زیگ و پوس[۱۵] – پی‌نمایی که مشوق هرژه در خلق ماجراهای تن‌تن بوده – منتشر شد. این پی‌نما مشخصاً نه تنها با استاندارد‌های «عربی»،‌ بلکه طبق استاندارد‌های روز جهان در آن روزگار یک اثر پیشگام به شمار می‌رود.

پی‌نمای الاولاد هشت صفحه بود و به صورت سیاه و سفید و در قالب آگهی‌های روزنامه منتشر می‌شد. هر صفحه‌ی این پی‌نما با کمیک‌استریپ‌های اصیل و با شیوه‌ای یکنواخت ترسیم شده بودند. همان‌گونه که عنوان آن نیز نشان می‌دهد، موضوع این طراحی‌ها پسرانی بازیگوش بودند – که بدون شک جامعه‌ی مخاطبین هدف این مجله را هم شامل می‌شدند. در پی‌نماهای الاولاد از استعاره‌های هنرمندانه‌ی پی‌نماهای عربی قبل از دهه‌ی ۱۹۵۰ میلادی به وفور استفاده می‌شد. به عنوان مثال،‌ خالقین اثر برای پیش بردن طرح داستان، به جای استفاده از حباب‌های گفتگو از زیرنویس‌های شماره‌دار در زیر هر بخش بهره می‌بردند. یک نوآوری واضح دیگر در این اثر مربوط به عنوان هر پی‌نماست، که دو جمله طولانی داشته با قافیه‌هایی در انتهای هر جمله. برای مثال یکی از عنوان‌های نسخه‌ی کامل اثر قافیه‌ای را بین «مشهور» و «فرفور»‌ نشان می‌دهد.

5

نکته‌ی قابل ذکر در مورد الاولاد نحوه‌ی تعریف کامل شخصیت‌ها و دنیای زندگی آنهاست. جزئیات بارزی وجود دارند که نشان‌دهنده‌ی عرب بودن شخصیت‌هاست: کودکان فینه[۱۶] پوشیده و بزرگ‌سالان هم جلّابیه[۱۷] به تن دارند. و این‌ها لباس مرسوم آن دوره و غیر خارجی بودند. محتوای الاولاد شبیه سایر پی‌نماهای دوره‌ی ۱۹۲۰ تا ۱۹۵۰ میلادی، نه با هدف تبلیغات،‌ بلکه تنها به منظور سرگرم‌سازی کودکان تدوین شده بود. با اینکه الاولاد قبل از بسیاری دیگر از پی‌نماهای مشهور در سراسر جهان تولید شده، چیزی بیشتر از زیربنای بی‌واسطه‌ برای پی‌نماهای عربی نبوده و حتی برای خالقانش هم شهرت بین‌المللی به همراه نیاورده ‌است. چند دهه پس از ناپدید شدن این پی‌نما، سایر آثار در ایفای نقش مؤثر در صنعت نشر کشورهای خاورمیانه – در حد چیزی که در اروپا و ایالات متحده در حال آغاز بود – ناکام ماندند.

از اولین مجلات پی‌نمای مهم بعدی که پس از الاولاد در مصر منتشر شدند، کُتکوت[۱۸] (به معنای لانه‌سازی) است که بین سال‌های ۱۹۴۶ تا ۱۹۴۸ ظهور یافت. ‌شرکت انتشاراتی دولتی نشر دختر نیل[۱۹] به مدت دو سال کُتکوت را هر دوشنبه منتشر می‌کرد. کمیک‌استریپ‌های کُتکوت بر خلاف الاولاد – که مشتمل بر پی‌نماهای اصلی در تمام صفحات بود – تنها چند صفحه از مجله را در بر می‌گرفتند. بخش عمده‌ی محتوای کُتکوت را داستان‌های طولانی‌تر و پر از متنی مانند قصه، آزمایش‌های علمی و بازی با کلمات ویژه‌ی کودکان تشکیل می‌داد.

6

بخشی از ترجمه‌ی تن‌تن در پنجاه و هفتمین شماره‌ی کُتکوت

از همان نسخه‌ی اول، ستاره‌ی پی‌نمای دنباله‌دارِ کُتکوت پسری گزارش‌گر به نام همام[۲۰] بود که به همراه سگ شکاری خود برای حل مشکلات ناشی از جرایم در جهان سفر می‌کرد. دلیل آشنا بودن این نسخه‌ی اصلی برای خوانندگان آن است که ماجراهای همام ترجمه‌ی عربی ماجراهای تن‌تن بود. پی‌نمای کُتکوت آغازگر روندی بود که طی چندین دهه‌ی بعدی صنعت مجلات کودکان را در خاورمیانه تحت سلطه‌ی خود در آورد: ترجمه و بومی‌سازی آثار موجود غربی برای مخاطبین عرب. یک توضیح احتمالی برای این شکاف بیست‌ساله، نبود پی‌نماهای داخلی در خاورمیانه در سال‌های رکود این صنعت، بین ناپدیدشدن الاولاد و عرضه‌ی کُتکوت، بود.

در نسخه‌های بعدی کُتکوت، ترجمه‌های عربی زبان پی‌نمای تارزان ارائه شد. در این پی‌نماها، نام تارزان حفظ شده و حتی لٌنگ او هم با جلابیه عوض نشده بود. بعد از پایان جنگ جهانی دوم و مشخصاً با عرضه‌ی مجله‌ی تن‌تن، نقطه‌ی عطفی در محبوبیت تن‌تن در بیرون از بلژیک – یعنی جایی که در آن به عنوان یک ضمیمه‌ی سیاه و سفید موفق در روزنامه‌ی لو پتی ونتیم[۲۱] موفقیتی همیشگی داشت – رقم خورد. اولین نسخه‌ی این مجله در همان سال انتشار کُتکوت و با شمارگان اولیه‌ی ۶۰۰۰۰ در هفته در کشورهای بلژیک و فرانسه عرضه شد که در آن نسخه‌های ویرایش‌شده‌ی رنگی‌ای از شش داستان اصلی سیاه و سفید تن‌تن چاپ شده بود. این مجله در اروپا طوفانی به راه انداخت. در پایان سال ۱۹۴۹ میلادی، شمارگان چاپ تنها در فرانسه بالغ بر ۳۰۰۰۰۰ نسخه رسید و نسخه‌های مجزایی نیز در کشورهای سوئیس، کانادا و هلند در بازار عرضه شد.

7

مشخص نیست که چگونه نسخه‌های سیاه و سفید تن‌تن به صفحات کُتکوت راه یافته‌اند. اما با در نظر گرفتن سال‌های انتشار این مجله، مشخص است که عربی یکی از اولین زبان‌هایی است که تن‌تن به آن ترجمه شده است. ‌آیا این ترجمه‌ها قانونی بوده‌اند؟ احتمال آن ضعیف است. به هر حال، خوانندگان عرب در سال ۱۹۴۶ میلادی، حدود دوازده سال قبل از انگلیسی‌زبانان از شاهکارهای تن‌تن مطلع شده ‌بودند. خیلی زود سایر مجلات مصری هم از قالبی که کُتکوت پیشتاز آن بود کپی برداری کردند. در مجلاتی مانند بلبل[۲۲] (سال ۱۹۴۶)، آینده[۲۳] (سال ۱۹۴۸) و علی بابا[۲۴]‌ (سال ۱۹۵۱) شخصیت‌های غربی چون میکی ماوس[۲۵] و آثار پی‌نماهای اصلی‌ای مانند سکوکو[۲۶] برای کودکان عرضه می‌شدند.

با عبور از سال‌های رکود در دهه‌ی ۱۹۵۰ میلادی، پی‌نماها به ساختارهای سازگارتری در حوزه‌ی چاپ و نشر مصر (و پس از مدت کوتاهی در سرتاسر خاورمیانه) بدل شدند. مجلات کودکان مانند الاولاد و کُتکوت که در دهه‌ی ۱۹۲۰ میلادی تا همین اواخر تولید می‌شدند، به خوبی نشان می‌دهد که تاریخچه‌ی انتشار پی‌نما در خاورمیانه – علی‌رغم مستندسازی ضعیف – به اندازه‌ی کشورهای غربی طولانی و موفق بوده است. گمنامی این پی‌نماهای اولیه‌ی خاورمیانه با توجه به سرنوشت‌های متفاوت پی‌نماها در اروپا و ایالات متحده مشخص می‌شود. در سال ۲۰۱۲ میلادی، طرح جلد اصلی‌ای مربوط به تن‌تن در آمریکا‌، که توسط هرژه در سال ۱۹۳۲ ترسیم شده، در یک حراجی پاریس با رقم رکوردشکن ۳/۱ میلیون یورو (معادل ۷/۱ میلیون دلار) به فروش رفت. در کتاب‌فروشی‌های قاهره، جایی که من آموزش خود را در مورد پی‌نماهای عربی آغاز کردم، امکان تهیه‌ی مجموعه‌ی قابل‌توجهی از پی‌نماهای اصلی دهه‌ی ۱۹۳۰ میلادی با تنها ۱۳ یورو (معادل ۱۷ دلار) وجود داشت. شاید با تکیه بر توان اینترنت، نهایتاً شانسی برای برقراری تعادل مجدد در قیاس این دو تاریخچه وجود داشته ‌باشد.

——————–

[۱] Nadim Damluji

[۲]  اشاره به نحوه‌ی آرایش موی سر تن‌تن – م.

[۳] Steven Spielberg

[۴] Sur Al Azbakeya

[۵] Dar Al-Maroof

[۶] Egyptian Gineih

[۷] Allen Douglas

[۸] Fedwa Malti-Douglas

[۹] Sequential art

[۱۰] Garden City

[۱۱] Tahrir

[۱۲] Arab Comics

[۱۳] Al-Awlad

[۱۴] Alain Saint-Ogan

[۱۵] Zig et Puce

[۱۶] tarboosh کلاه پشمین، غالباً سرخ یا سفید و رنگ دیگرکه مصریان و بعضی هندیان بر سر می‌گذارند و سابقاً ترکان عثمانی بر سر می‌گذاشتند.

[۱۷] لباس سنتی مصریان

[۱۸] Katkot

[۱۹] Daughter of the Nile Press

[۲۰] Hammam

[۲۱] Le Petit Vingtième

[۲۲] Bolbol

[۲۳] The Future

[۲۴] Ali Baba

[۲۵] Micky Mouse

[۲۶] Secoco

——————–

مطالب مرتبط:

۱- کانال تلگرام خانه پی‌نما ایران

۲– صفحه اینستاگرام خانه پی نمای ایران

One thought on “قهرمانان کتاب‌های پی‌نمای مصری

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *