موزه‌ی هرژه؛ به نام نویسنده‌ی تن‌تن برای همه‌ی کودکان قرن بیستم

420-240

1

موزه‌ی هرژه‌ی بلژیک، روایت‌گر آثار هنرمند و نویسنده‌ی خلاق بلژیکی و خالق اثر بی‌نظیر تن‌تن است. این موزه در یکی از شهرهای کوچک اطراف بروکسل به نام لوون‌لا ساخته شده است.

ماجراهای تَن‌تَن و میلو (به فرانسوی Les aventures de Tintin) از معروف‌ترین پی‌نماها است که تاکنون به بیش از ۷۰ زبان ترجمه شده و بیش از ۲۰۰ میلیون نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رفته است. اولین نسخه از سری ماجراهای تن‌تن و میلو در سال ۱۹۲۹ میلادی، توسط ژرژ رمی در روزنامه‌ای در بروکسل به زبان فرانسوی منتشر شد.

2

نویسنده‌ی ماجراهای تن‌تن، «ژرژ پراسپر رمی» در ۲۲ می سال ۱۹۰۷ در ایتربیئک (Etterbeek)، در کشور بلژیک به دنیا آمد. وی بعدها اسم مستعار هرژه را برای خود برگزید.

3

او با خلق پسری به نام تن‌تن توانست جذاب‌ترین، زیباترین و در عین حال پرفروش‌ترین مجموعه کتاب‌های پی‌نمای قرن بیستم را به دنیا معرفی کند. در سال ۱۹۲۹ اولین داستان از این مجموعه، «فرار از شوروی» به صورت سیاه و سفید و هفته‌ای یک صفحه در مجله‌ی Le Petit Vingtième چاپ شد. هشت کتاب دیگر این مجموعه نیز در ابتدا به صورت سیاه و سفید به چاپ رسیدند و سپس در سال‌های ۱۹۴۵ تا ۱۹۵۵ به درخواست انتشارات کاسترمن که ناشر کتاب‌های تن‌تن بود، رنگی شدند.

4

قصه‌های تن‌تن و میلو درباره‌ی ماجراهایی است که برای یک خبرنگار کنجکاو و زیرک و سگش میلو اتفاق می‌افتد. وی در این ماجراها ضمن حل معماهای پیچیده، دوستانی نیز پیدا می‌کند که در قسمت‌های مختلف به داد تن‌تن می‌رسند. دوست همیشه همراه تن‌تن در این ماجرا ناخدا هادوک است که پس از آشنایی با تن‌تن در تمام ماجراها همراه تن‌تن بوده است.

ماجراهای تن‌تن و میلو داستان‌هایی رئالیستی و برگرفته از رویدادهای تاریخ معاصر هستند که از دوره‌ی زمانی بین جنگ جهانی اول و دوم آغاز شده و تا اوج دوران جنگ سرد امتداد می‌یابد؛ استعمار، نژادپرستی، رقابت میان دو ابرقدرت، مافیا، جنگ نفت و دیگر شاخص‌های تاریخ معاصر در داستان‌های تن‌تن تبلور یافته‌اند.

محتوای داستان‌ها اغلب ماجراجویانه‌اند، گاهی خیالی و علمی – تخیلی و گاهی رویکردی سیاسی دارند. درحالی که اپیزودهای اولیه فضای فانتزی و شوخ‌طبعانه‌تری دارند، در اپیزودهای بعدی ماجراها به تدریج به سمت واقع‌گرایی پیش می‌روند. از میانه‌های ۱۹۳۰ به جزئیات مد و فناوری دقت بیشتری می‌شود. همه داستان‌ها دارای موقعیت‌های طنز و تصاویر خنده‌دار بی‌شمار هستند که یادآور اسلپ‌استیک در فیلم‌های صامت ۱۹۲۰ هستند[۱]. ویژگی مهم این مجموعه طراحی‌های عالی آن است و وفاداری به واقعیت در تصویر کردن اشیایی چون ماشین و قطار و ساختمان‌ها. طراحی‌های هرژه به روش خطوط پاکیزه[۲] کشیده شده‌اند: فیگورهایی با مرز مشخص و سطوح رنگی یکنواخت و بی سایه.

5

 حالا می‌خواهیم شما را به موزه هرژه ببریم؛ تا به یاد نویسنده‌ی خلاق و مبتکر داستان تن‌تن با آن آشنا شوید. هرژه که خود هرگز فکرش را هم نمی‌کرد به این شهرت دست پیدا کند حالا موزه‌ای به نام خود در بلژیک دارد و همه می‌توانند داستان کودکی خود را به روایتی دیگر در آن‌جا ببینند.

 موزه‌ی هرژه و معماری جست‌و‌جوگرش

موزه‌ی هرژه‌ی بلژیک شما را به سفری شگفت‌انگیز و عجیب در میان آثار یکی از بزرگ‌ترین هنرمندان قرن بیستم، گئورگی پراسپر رمی که به اختصار او را هرژه می‌شناسیم، می‌برد؛ کارتونیست معروف بلژیکی و خالق شخصیت دوست‌داشتنی تن‌تن.

کریستیان دپورتزآمپاک، معمار فرانسوی دو سال از عمر خود را وقف ساخت این موزه کرده است. این موزه بالاخره در سال ۲۰۰۹ برای بازدید عموم آماده شد. این موزه در جنگلی زیبا واقع شده است که یک پل پیاده آن را به لوون‌لا نویه – جایی که موزه در آن محل قرار گرفته – متصل می‌کند. این موزه آثار هنرمند و نویسنده‌ی مطرح بلژیکی هرژه را به نمایش درمی‌آورد. این موزه از بخش‌‌های فرهنگی، نمایشگاهای دائمی و موقت از آثار هرژه و همین طور ویدیو پروژکتوری که زندگی هرژه را بیان می‌کند، تشکیل شده است.

دانلود ویدیو

ورودی فضای موزه‌ی هرژه بسیار جالب است. عکس تن‌تن و امضای هرژه!

6

ساختمان موزه‌ی هرژه در مجموع سه طبقه دارد ۹ فضای نمایشگاهی، کافه و سینما را شامل می‌شود. علاوه بر آن نمایشگاه جهان تن‌تن و میلو هم هست. این موزه متعلق به شرکت مولینسار (مارلین اسپایک) است.

7

به گفته‌ لوران دو فروبرویل، رئیس موزه‌‌ی هرژه، احداث این موزه اهمیت زیادی برای «فانی رودول»، همسر هرژه داشته است: «او رویای خود را تحقق بخشیده و این موزه به نظر من فوق‌العاده است. شکی ندارم که اگر هرژه زنده می‌بود و سری به این موزه می‌زد، واقعاً تحت تاثیر قرار می‌گرفت. این نکته‌ای بسیار مهم است.»

8

فانی رودول، همسر هرژه، مجموعاً ۱۷ میلیون یورو برای احداث موزه‌ای ویژه‌ی‌ آثار شوهرش هزینه کرده و در نهایت هم با اجرای این طرح سبب شد که هرژه به عنوان هنرمندی چندوجهی به علاقه‌مندان شناسانده شود.

9

این موزه از چهار واحد اصلی تشکیل شده که از طریق پل و تونل‌های شیشه‌ای با یکدیگر مرتبط ‌هستند و دربرگیرنده‌ هشت سالن نمایش است که در آن آثار هنری و شخصی هرژه عرضه شده‌اند.

علاقه‌مندان می‌توانند در این موزه، آثار و طرح‌های هرژه را از بعد زمان دنبال کنند. برای نمونه، در سالن شماره‌ یک، طرحی کوچک از یک قطار به نمایش گذاشته شده که هرژه آن را در سن چهار سالگی کشیده بود. متاسفانه توضیحات بیشتری در کنار این قطعه و همچنین بسیاری از قطعات دیگر ارائه نشده و این یکی از ضعف‌های موزه است. البته نباید این را هم از یاد برد که در بلژیک و فرانسه، هرژه و مخلوقاتش، تن‌تن و میلو، شخصیت‌های آشنایی هستند.

10

برای نمونه، در یکی از سالن‌ها شیوه‌ی کار «استودیوی طراحی هرژه» به خوبی به نمایش گذاشته شده و می‌توان بر روی میزی، طرح‌های مربوط به ماجرای «پرواز ۷۱۴ سیدنی» را که به شکلی نامرتب پخش شده‌اند، دید.

در کافه‌رستوران‌ها، عکس‌های کتاب‌های هرژه کاملاً آشکار است. از کتاب‌های فرد و مایل تا تن‌تن. فقط این عکس‌های زیبا نیست؛ غذای رستوران و کافی‌شاپ هم بسیار دلچسب است.

فروشگاه هرژه

قسمتی در موزه‌ی هرژه وجود دارد که پر از دفتر، کتاب هرژه، مجسمه و…. است.

11

مجسمه ی ماشین‌های تن‌تن و فرد و مایل

12

مجسمه ارومبایا‌ی فروشی

13

مجسمه‌ی تن‌تن ، میلو و هادوک

یکی از قسمت‌های دیگر موزه‌ی هرژه که عکس‌های تک تک شخصیت‌های تن‌تن در آن‌جا قرار دارند را می‌توان در موزه با جزئیات مشاهده کرد و لذت برد.

14

کریستیان دپورتزآمپاک، معمار موزه می‌گوید:

«هنگامی که درسال ۱۹۹۶ به نمایشگاهی درباره‌ی آثارم در مرکز فرهنگی ژرژ پمپیدو (در پاریس) رفته بودم، با برادران رادول (Fanny and Nick Rodwell) ملاقات کردم. آن‌ها نمایشگاه را دیده بودند و بسیار از آن استقبال کردند و از من خواستند که درباره‌ی ساخت موزه‌ای که مختص هنرمدند بی‌نظیر اروپا، هرژه باشد، فکر کنم. هرژه، تنها شخصیت‌های کودکی من را به شکل منحصربه‌فرد و دلربایی شکل نداده بود؛ بلکه شخصیت کودکان من و همین‌طور شخصیت هر کودک را می‌تواند شکل بدهد. از این نظر بر خود لازم دانستم که این موزه را خودم طراحی کنم.

هنگامی که تصمیم به طراحی موزه گرفته بودم،‌ قبل از هر چیزی نوشته‌ها و آثار هرژه را بارها و بارها خواندم و دیدم. بنابراین این بسیار مشکل بود که نوشته‌های متفکری چون هرژه را به زبان معماری تبدیل کرد. به همین دلیل حدودا ده سال طول کشید تا ایده‌ و مفهومی متناسب و درخور هرژه به معماری تبدیل شود. نتیجه فضایی شد که به صورت مستقیم و علنی یادآور نویسنده‌ی محبوب، هرژه شد. ورودی موزه مستقیماً به تن‌تن اشاره می‌کند. تصویری از خاطرات کودکی بسیاری از مردم دنیا. آنچه برای من کاملا مشخص است، این است که حالا این موزه وجود دارد که بتواند کمی، فقط کمی از این هنرمند بزرگ تجلیل کند؛ هنرمندی بی‌بدیل و خیره‌کننده.»

موزه عمداً از شهر جدا شده است تا کمی مخاطب را به ماجراجویی دعوت کند. کریستین این اجازه را به بازدیدکنندگان می‌دهد تا تجربه کنند، کشف کنند، ببینند و به هدف برسند. گرچه شاید هدف از ساخت موزه همین کشف و شهودهای قبل از رسیدن به موزه باشد. ماجراجویی و کنجاوی‌ای که در تن‌تن دیده می‌شد را می‌شود به نوعی از مخاطب تقاضا کرد. کریستین می‌خواهد مخاطبش به چهار عنصر زمین تمرکزی داشته باشد و بعد وارد موزه شود. می‌خواهد طبیعت را ماجراجویانه نگاه کند. حالا وارد موزه می‌شود و با رنگ، فرم و طراحی منحصربه‌فردی رو به رو می‌شود. او می‌خواهد در نگاه اول تن‌تن و دیگر آثار هرژه را یادآور شود. نکته‌ی جالب توجه نور موزه است که همه‌ی فضاها از نوازش مستقیم آفتاب بهره‌مند هستند. بازی نور و رنگ و فرم، فضای موزه را به فضایی دلنشین و آرام تبدیل کرده است.

 15 21 20

     16 17

           18 19

يوست سوارته يکی از طراحان معروف معاصر كه از پيروان مكتب و سبک هرژه است، درباره‌ی نقش او در دنيای پی‌نما می‌گويد:

«هرژه شايد در همه‌ی عرصه‌ها ابداع‌گر نبوده باشد، اما در روايت داستان فوق‌العاده بود. او قادر بود داستان‌ها را در يک طرح و تصوير يا در مجموعه‌ای از تصاوير نقل كند و واقعاً بر حرفه‌اش احاطه داشت. هرژه برای دنيای داستان‌‌های مصور و پی‌نما همان اهميتی را دارد كه هيچكاک برای دنیای فیلم.»

منبع: کجارو

پی‌نوشت: در این بازنشر چارچوب متن اصلی حفظ اما تغییراتی اعمال شده است.


[۱]واژه اسلپ‌استیک درواقع به دو تکه چوب متصل به هم اطلاق می‌شد که دلقک‌های سیرک در سیرک‌ها از آن استفاده می کردند و با زدن آنها به هم صدای بلندی ایجاد می کردند. در سینما اسلپ‌استیک به نوعی کمدی اطلاق می شود که مقدار قابل توجهی حرکات پرخاشگرانه و خشن در آنها وجود دارد که دستمایه‌ی خنده قرار می گیرند. در این نوع کمدی بازیگران با مشت و لگد و پرتاب اشیاء به هوا و به سوی بازیگران دیگر صحنه را به شکلی مضحک به آشوب می‌کشند و علت کمیک بودن آنها بی‌دلیل بودن درگیری آدم‌هایی است که ناخواسته در زد و خورد و بزن و بکوب شرکت می‌کنند و به اصطلاح کافه را به هم می‌ریزند. این نوع کمدی بیشتر در دوران سینمای صامت رواج داشت. در سینمای ما اسلپ‌استیک با نام کمدی بزن و بکوب شناخته می‌شود.

[۲] (Ligne Claire = Clear Line (in English


مطالب مرتبط:

۱- کانال تلگرام خانه‌ی پی‌نما‌ی ایران

۲– صفحه‌ی اینستاگرام خانه‌ی پی‌نمای ایران

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *