بازخوانی آثار برتر بخش نویسندگی «دومین مسابقه‌ی طراحی و نویسندگی پی‌نما»

420-240

این هفته: مصاحبه و اثر امین توکلی؛ نفر سوم

در اواخر بهمن و اوایل اسفند سال ۱۳۹۵، خانه‌ی پی‌نمای ایران دومین مسابقه‌ی پی‌نما را با افزودن بخش نویسندگی برگزار کرد. اکنون بر آنیم تا در ۵ هفته‌ی متوالی آثار پنج نفر اول بخش نویسندگی را به همراه مصاحبه‌ای کوتاه با نویسنده‌ی آن به عنوان مقدمه منتشر کنیم.

1طی دو هفته‌ی گذشته مصاحبه و اثر احسان حسینی‌پژوه و آرین یزدان‌پناه – نفرات پنجم و چهارم مسابقه – منتشر شده است و این هفته نوبت می‌رسد به امین توکلی – نفر سوم بخش نویسندگی دومین مسابقه‌ی طراحی و نویسندگی پی‌نما. با ما همراه باشید…

– لطفا خودتان را معرفی کنید.

با عرض سلام. امین توکلی هستم ۲۸ ساله و کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی. حدود ۹ سال است که به عرصه‌ی پی‌نما وارد شده‌ام و تقریباً ۷ سال است که به صورت حرفه‌ای مشغول به کار هستم. عمده‌ی فعالیت‌های بنده در حوزه‌ی پی‌نما بوده است. همچنین در زمینه‌های دیگری از جمله ترجمه، فیلمنامه‌نویسی و طراحی بازی‌های رایانه‌ای نیز فعالیت داشته و دارم.

– علت گرایش شما به نویسندگی چه بود؟ چگونه وارد عرصه‌ی نویسندگی شدید؟

جواب دادن به این سوال برایم خیلی سخت است و نمی‌توانم بگویم به صورت آگاهانه به دلیل مشخصی جذب این عرصه شدم. فقط یادم هست که از سنین پایین دوست داشتم نویسنده باشم و می‌دانستم قرار است همینطور بشود. شروع فعالیتم در سن ۱۸ سالگی با مجله‌ی بچه‌ها گل آقا بود. تقریباً هفته‌ای سه روز به دفتر مجله می‌رفتم و طنز نوشته‌هایم را برایشان می‌بردم. این کار بعد از هفته‌ها نتیجه داد و سردبیر از مطلبم خوشش آمد. اما متاسفانه مجله تعطیل شد و به مرحله‌ی همکاری نرسیدیم. بعد از آن به انتشاراتی‌های کودک و نوجوان زیادی سر زدم و توانستم با یکی از آنها همکاری‌ام را شروع کنم که هنوز هم ادامه دارد. در همان زمان با مجله‌ی جدید آشنا و وارد عرصه‌ی کمیک شدم و به عبارت دیگر وارد عرصه‌ی کار حرفه‌ای شدم.

– چرا نویسندگی پی‌نما؟

من از کودکی از طرفداران پر و پا قرص انیمه‌ [انیمیشن ژاپنی] و مانگا [کمیک ژاپنی] بودم. می‌توان گفت میلم به نوشتن کمیک در همین علاقه ریشه دارد. برای بیشتر داستان‌هایی که کار می‌کنم هم مناسب‌ترین قالب کمیک است. البته همانطور که قبلاً گفتم در زمینه‌های دیگری هم فعالیت می‌کنم و در تلاش هستم تا به زودی اولین رمان نوجوان و مجموعه‌ی داستان‌های کوتاهم را به چاپ برسانم.

– مواردی که به نظر شما الفبای نویسندگی پی‌نما و از ضروریاتی است که تمامی علاقه‌مندان به این عرصه می‌بایست به آن توجه کنند، چیست؟

اولین و بدیهی‌ترین لازمه‌ی نویسندگی کمیک آشنایی با عناصر و مؤلفه‌های داستان‌نویسی است. البته این امر لازمه‌ی تمام عرصه‌های داستان‌نویسی است. علاوه بر آن باید با خود دنیای کمیک و سبک‌های مختلف آن آشنا شوند. این آشنایی شامل شخصیت‌پردازی، ساختار داستان، دیالوگ‌نویسی و … می‌شود. در مرحله‌ی بعد نگارش کمیک مطرح است که به میزان بسیار زیادی در کیفیت کار تأثیر دارد. خیلی از افراد تصور می‌کنند همین که داستانی داشته باشند کافی است و می‌توانند داستانشان را با یک طراح در میان بگذارند و تمام! اما با این روش نتیجه پر از ایراد و نقص و به عبارتی بی‌کیفیت خواهد بود. نگارش متن کمیک، حکم فیلمنامه برای فیلم سینمایی را دارد. برای نگارش متن کمیک نویسنده باید با سینما و اصول فیلمنامه‌نویسی آشنا باشد. البته قبل از ورود به این مباحث شخص باید آثار برتر سبک‌های مختلف این عرصه را مطالعه کند.

– آیا به پی‌گیری آموزش‌های حرفه‌ای و انتخاب نویسندگی یا تولید پی‌نما به عنوان شغل اصلی خود تمایلی دارید؟

بله. بنده همین حالا هم زندگیم را از طریق نویسندگی و ترجمه می‌گذرانم، البته خیلی به سختی. امیدوارم شرایطی فراهم شود که افراد مستعد و توانمند در این عرصه بتوانند با آسودگی خیال تمام توان و وقتشان را صرف خلق آثار باکیفیت کنند. آموزش حرفه‌ای نیز از جدی‌ترین نیازهای این عرصه در کشور ما است و بدون آن عرصه‌ی کمیک در مسیری اشتباه هر روز بیشتر به بیراهه خواهد رفت.

– به نظر شما رعایت چه نکاتی در نوع محتوا یا طراحی پی‌نما برای جلب مخاطب مؤثرتر است؟

همذات پنداری. متأسفانه ما بیشتر اوقات برای سفارش‌دهندگان و مدیران می‌نویسیم و کار تولید می‌کنیم. مخاطب و خواننده در بیشتر مواقع در اولویت‌های چندم قرار می‌گیرند و این به دلیل وجود عوامل و فاصله‌ی زیاد بین خالق اثر و مخاطب است. اگر مخاطب خودش، شهرش، مردمش، فرهنگ و دغدغه‌هایش را در اثر ببیند بدون شک به آن جذب می‌شود. البته منظورم از همذات‌پنداری صرفاً به لحاظ تصویرگری و نشان دادن لباس‌های سنتی و طرح‌های اسلیمی و هخامنشی نیست، بلکه روح کار و صداقت در نمایش واقعیت جامعه مدّ نظرم است.

– اگر بتوانید در سطح هنرمندان و نویسندگان ایرانی، پروژه‌ای در حوزه‌ی پی‌نما تعریف و مدیریت کنید چه موضوعی را در اولویت قرار می‌دهید؟

تعداد آثار با کیفیت ما در همه ژانرها به قدری کم است که من فکر می‌کنم ما در همه‌ی زمینه‌ها و ژانرها نیاز به کار خوب داریم. ما در ژانرهای حماسی، علمی-تخیلی، اسطوره‌ای، تاریخی، فانتزی، جنایی، وحشت، ورزشی، کمدی و هر ژانر دیگری که تصور کنید نیاز به آثار خوب داریم و از نظر من واقعا بین این ژانرها هیچ اولویتی جز کیفیت اثر نباید وجود داشته باشد. البته خودم بیشتر از همه ژانرهای اسطوره‌ای، وحشت و فانتزی را دوست دارم و اغلب داستان‌هایم نیز در همین ژانرها هستند.

– آینده‌ی صنعت-هنر پی‌نما را چگونه می‌بینید؟ بزرگترین مانع پیشرفت افراد مستعد این عرصه از دید شما چیست؟

مبهم. واقعاً در کشور ما نمی‌شود در مورد چیزی با اطمینان پیش‌بینی کرد. اما با توجه به شرایط کنونی می‌توان گفت کمیک و فعالانش در ایران آینده‌ی دشواری پیش رو دارند. ناشران و مراکز مربوط به این عرصه به دلیل عوامل مختلف مالی و اعتقادی تمایلی به حمایت از پی‌نما ندارند. از دیگر مشکلات این صنعت می‌توان به عدم آَشنایی مخاطبان با پی‌نما، فقدان اطمینان مالی برای هنرمندان و نویسندگان، نبودن بستر عرضه‌ی مناسب، فقدان کار گروهی و رفتار حرفه‌ای، میزان مطالعه‌ی پایین مردم و …. اشاره کرد که تا کنون مانع شکوفایی این عرصه شده‌اند. در مجموع، نمی‌توان یک مورد خاص را به عنوان مشکل معرفی کرد و انتظار داشت که با برطرف کردن آن همه چیز درست شود. مشکلات کمیک که البته تقریباً کمابیش در عرصه‌های دیگر نیز وجود دارد، مانند زنجیره‌ای هستند که هر کدام باعث به وجود آمدن و تقویت سایر مشکلات می‌شود.

چگونه از مسابقه‌ی ما مطلع شدید؟ چه انگیزه‌ای باعث شد در مسابقه شرکت کنید؟ تصور می‌کردید که اثر شما به عنوان یکی از ۵ اثر برتر مسابقه انتخاب شود؟

از طریق کانال تلگرامی خانه‌ی پی‌نما. این اولین مسابقه‌ی نویسندگی کمیک در ایران بود. من سال‌ها بود که انتظار برگزاری چنین مسابقه‌ای را می‌کشیدم و امیدوارم این سری مسابقات برای همیشه ادامه داشته باشند. فکر می‌کنم کسی که به صورت حرفه‌ای در حال فعالیت در این عرصه باشد چنین مسابقاتی را از دست نمی‌دهد. البته شرایط هر کس فرق می‌کند؛ اما با این‌که موضوع و قوانین مسابقه از نظر من کمی ایراد داشتند، هم‌چنان دوست داشتم رقابت کنم و با دیگر فعالان عرصه‌ی نویسندگی کمیک آشنا شوم. راستی جایزه‌ی مسابقه هم خوب بود. در مورد تصور برنده شدن هم، صادقانه بگویم بله، انتظارش را داشتم…

– در آخر اگر نکته‌ای دوست دارید که به علاقه‌مندان پی‌نما بگویید، بفرمایید.

دوست دارم از اعضای محترم خانه‌ی پی‌نما به خاطر فعالیتشان تشکر کنم. به نظرم خانه‌ی پی‌نما تاکنون عملکرد خوبی داشته اما می‌تواند خیلی خیلی خیلی بیشتر از اینها تأثیرگذار باشد. امیدوارم خانه‌ی پی‌نما از تمام ظرفیت‌هایش برای شکوفایی هر چه بیشتر این عرصه استفاده کند. کمیک (پی‌نما) این قابلیت را دارد که از لحاظ اقتصادی، اشتغال‌زایی، فرهنگی، تفریحی و سرگرمی، و حضور در عرصه‌ی بین‌المللی پدیده‌ی این روزهای کشورمان باشد.

CO2

صفحه‌ی ۱ (۵ پنل)

روز / خارجی

پنل ۱= نمای اکستریم واید شات از یک ساختمان مسکونی ۵ طبقه‌ی عریض در مرکز شهر که در حال سوختن است. آتش ساختمان را در بر گرفته. هوا برفی است و دود و آتش در میان سفیدی برف خودنمایی می‌کند.

پنل ۲= نمای لو انگل روبرو از تعدادی زیادی از مردم که در حال فرار کردن هستند. ساختمان در حال سوختن پشت سرشان دیده می شود.

پنل ۳= لانگ شات نیم‌رخ از یک ماشین آتش‌نشانی که آژیرکشان با سرعت در خیابان در حرکت است و از بین ماشین‌ها می‌گذرد.

آوای صوتی: راه رو باز کنید!

پنل ۴= نمای تری شات از داخل ماشین آتش‌نشانی. یک نفر راننده و دو نفر سرنشین دیده می‌شوند. سرنشین وسطی که از همه جوان تر و آماده تر است، شخصیت اصلی داستان (ایلیا) می‌باشد. هر سه کاملاً جدی و نگران هستند.

سرنشین کنار ایلیا (با جدیت): امیدوارم این یکی مثل قبلی‌ها نباشه، وگرنه هیچ شانسی نداریم.

ایلیا: حتی به قیمت جونم هم که شده باشه…

پنل ۵= نمای کلوز آپ از ایلیا

ایلیا (خیلی مصمم و جدی): نمی‌ذارم امروز کسی کشته بشه.

صفحه‌ی ۲ (۵ پنل)

ادامه‌ی صفحه‌ی قبل

پنل ۱= لانگ شات از ماشین آتش‌نشانی که به مقصد (ساختمان در حال سوختن) رسیده است و سرنشینان (شخصیت‌های اصلی داستان) در حال پیاده شدن از آن هستند. در اطرافشان نیز ماشین‌های پلیس و امداد و یک ماشین آتش‌نشانی دیگر دیده می‌شود.

پنل ۲= نمای فول شات نیم‌رخ از یک آتش‌نشان که بر بالای یک نردبان آتش‌نشانی بلند ایستاده و شیلنگ آتش‌نشانی در دستش است. آب با فشار از شیلنگ خارج شده.

آوای صوتی:

پنل ۳= نما از یک خبرنگار که با فاصله از ساختمان ایستاده و در حال گزارش گرفتن است. در پس‌زمینه و فاصله نسبتاً دور، ساختمان را حال سوختن می‌بینیم. یکی دو آتش‌نشان هم با استفاده از نردبان به طبقات بالا نزدیک شده‌اند و در حال آب پاشیدن بر روی ساختمان هستند.

خبرنگار: با وجود حضور آتش‌نشانان از دقایق اولیه‌ی شروع آتش‌سوزی، تلاش‌ها برای مهار آتش هنوز به نتیجه نرسیده است. این سومین آتش‌سوزی بزرگ در هفته‌ی جاری است؛ متأسفانه دو ساختمان دیگر طعمه‌ی حریق و تعدادی از هموطنان و آتش‌نشانان عزیزمان قربانی شدند.

پنل ۴= نمای گروهی. شخصیت‌های داستان به همراه تعدادی آتش‌نشان دیگر روبروی فرمانده‌ی آتش‌نشان‌ها ایستاده‌اند. همگی خسته و نگران هستند و سر وضعشان به هم ریخته است. همهمه ای است. فرمانده سرش را پایین انداخته و در فکر است.

آتش‌نشان ۱ (درمانده): هر کاری می‌کنیم هیچ تأثیری نداره. این آتش عادی نیست.

آتش‌نشان ۲: مردم دیدن که هنوز یک نفر داخل ساختمان هست.  باید بریم دنبالش.

پنل ۵= نمای تری شات از ایلیا و دو همکارش

ایلیا: من می‌رم داخل ساختمان.

یکی از همکارهایش: ما هم همینطور.

صفحه‌ی ۳ (۵ پنل)

ادامه‌ی صفحه‌ی قبل

پنل ۱= نمای گروهی از فرمانده‌ی آتش‌نشان‌ها که روبروی ایلیا و دو نفر دیگر ایستاده.

فرمانده: به محض این‌که مطمئن شدید کسی داخل نیست، ساختمان را تخلیه کنید. نمی‌خوام بیشتر از این تلفات داشته باشیم.

پنل ۲= فول شات. سه شخصیت داستان را از پشت سر می‌بینیم که به سمت در ورودی ساختمان در حال سوختن رفته‌اند.

همان موقع / داخلی. داخل ساختمان در سوختن

پنل ۳= فول شات از سه شخصیت داستان در داخل ساختمان. دود آتش فضا را پر کرده است. در طبقه‌ی همکف آتش زیادی نیست.

پنل ۴= تری شات مدیوم از ایلیا و بقیه.

ایلیا: از طبقات بالا شروع می‌کنیم.

پنل ۵= نمای لو انگل از پشت سر. ایلیا و همراهانش در حال بالا رفتن از راه پله هستند. نور شعله‌های آتش و زبانه‌های آن در بالای راه پله و طبقات بالا دیده می‌شود.

صفحه‌ی ۴ (۶ پنل)

پنل ۱= نمای مدیوم کلوز آپ روبرو از ایلیا و آتش‌نشان دیگر که به اطراف نگاه می‌کنند. ایلیا جلوتر از دو نفر دیگر است. محیط اطرافشان پر از شعله‌های آتش و دود است.

ایلیا: هر کدوم یکی از واحدها رو می‌گردیم. هر کسی را پیدا کردید خبر…

یکی دیگر از آتش‌نشانان: خیلی عجیبه. حجم آتش بیرون ساختمان از داخل بیشتره.

آتش‌نشان دیگر: این دیگه چه جور آتش‌سوزی‌ایه؟

پنل ۲= از داخل یکی از درها موج آتش شدیدی بیرون زده و دو آتش‌نشان همراه ایلیا را پرتاب کرده.

Sfx: بووم

پنل ۳= ایلیا با اضطراب کنار دوستشانش نشسته است. هر دوی آنها بیهوش روی زمین افتاده اند.

ایلیا (با نگرانی): خدای من…

پنل ۴= نمای فول شات روبرو از یک هیولا. ظاهری شبیه انسان‌ها دارد، اما قدی دو برابر. لباس یک سره‌ی بلندی هم به تن دارد. تمام بدنش حالتی سوخته دارد و شعله ور است.

هیولا: به موقع اومدی. دیگه داشت حوصله‌ام سر می‌رفت.

پنل ۵= نمای بسته از ایلیا با نگرانی و متعجب.

ایلیا: بدنتون آتش گرفته!

پنل ۶= نمای کلوز آپ از هیولا. تعجب کرده و لبخند تمسخرآمیزی زده است.

هیولا: می‌تونی منو ببینی؟!

صفحه‌ی ۵ (۵ پنل)

ادامه‌ی صفحه‌ی قبل

پنل ۱= نمای‌ مدیوم از ایلیا

ایلیا: تو دیگه چه موجودی هستی؟

پنل ۲= نمای نیم‌رخ مدیوم از هیولا که دستش را دراز کرده و با انگشتانش حالت تفنگ گرفته است.

پنل ۳= از نوک انگشتان دست مانستر آتش شلیک شده است.

پنل ۴= اتش به بدن ایلیا خورده وپرتاب شده. لباس‌هایش شعله‌ور شده اند.

پنل ۵= فول شات. هیولا کنار ایلیا، که روی زمین افتاده، روی زانوهایش خم شده است.

هیولا: اگه می‌تونستی شکستم بدی یه جایزه‌ی خوب بهت می‌دادم.

صفحه‌ی ۶ (۵ پنل)

ادامه‌ی صفحه‌ی قبل

پنل ۱= نمای روبرو. ایلیا به زور دستانش را روی زمین گذاشته و بدنش را از زمین بلنده کرده است. سرش پایین است. بخش زیادی از لباسش آتش گرفته و بدنش زخمی شده است.

ایلیا: نمیدونم چی هستی ، اما من نمی‌ذارم امروز کسی کشته بشه.

پنل ۲= نما از هیولا که سرش را بالا گرفته و خندیده است.

هیولا: ازت خوشم میاد…

پنل ۳= ایلیا بلند شده و به سمت کمر هیولا هجوم برده است.

ایلیا (در حین دویدن): جایزه‌ات رو هم برای خودت نگه دار…

پنل ۴= ایلیا در حالی که مانستر را از کمر گرفته و با خودش حمل کرده، به سمت پنجره رفته است. هیولا همچنان می‌خندد.

ایلیا: آآآآ…

پنل ۵= نما از بیرون ساختمان. پنجره شکسته و ایلیا و هیولا با هم به بیرون پرتاب شده‌اند.

صفحه‌ی ۷ (۴ پنل)

ادامه‌ی صفحه‌ی قبل

پنل ۱= نمای نیمرخ. ایلیا و هیولا با هم به زمین خورده‌اند.

پنل ۲= تعدادی از آتش‌نشان‌ها و خبرنگاران که بیرون ساختمان بودند، با فاصله دور ایلیا که روی زمین است جمع شده‌اند. خبری از هیولا نیست. همه شوکه هستند.

پنل ۳= نمای مدیوم از آتش‌نشان بالای نردبان که با خوشحالی به سمت پایین نگاه کرده و فریاد زده است.

آتش‌نشان: آتش خاموش شد…

پنل ۴= نمای فول شات از ساختمان که دیگر خبری از آتش نیست. فقط دود کمی از آن بلند شده است.

صفحه‌ی ۸ (۵ پنل)

کمی بعد / خارجی

پنل ۱= نمای مدیوم از خبرنگار

کپشن: چند ساعت بعد

خبرنگار: بالاخره بعد از چند ساعت تلاش، آتش مهار و خاموش شد. خوشبختانه این حادثه تلفات جانی نداشت.

پنل ۲= نما از آتش‌نشانان همراه ایلیا که امدادگرها که بر روی تخت برانکارد در حال حمل آنها به بیرون از ساختمان هستند.

خبرنگار (صدای خارج از کادر): دو تن از آتش‌نشانانی که برای جستجو به داخل ساختمان رفته بودند مجروح و به بیمارستان منتقل شدند.

پنل ۳= نما از داخل آمبولانس. ایلیا نشسته و غرق در فکر است. روی دوشش هم پتویی انداخته.

خبرنگار (صدای خارج از کادر): آتش‌نشان دیگر، ایلیا صدری، که از پنجره‌ی طبقه سوم به بیرون پرتاب شد نیز خوشبختانه هیچ آسیب جدی‌ای ندیده و در سلامت کامل است.

پنل ۴= ایلیا یکی از دستانش را بالا آورده و با تعجب و تفکر به آن نگاه می‌کند.

صدای خارج از کادر خبرنگار: دلیل بیرون پریدن این آتش‌نشان هنوز مشخص نیست…

پنل ۵= کلوز آپ از ایلیا. دستش را جلوی صورتش گرفته است. شعله‌ای آبی رنگ دور دستش را گرفته است. ایلیا با چشمان گشاد شده به دستش نگاه می‌کند.

صدای خارج از کادر: … و هیچ توضیحی برای آسیب ندیدنش بعد از این ارتفاع وجود ندارد.

صفحه ۹

همان موقع / خارجی

اسپلش پیج= نمای لو انگل از پشت آمبولانس. در پشت آمبولانس باز است و نور آبی رنگ بسیار شدیدی از آن بیرون زده است. (البته به دلیل لو انگل بودن چیزی از داخل آمبولانس دیده نمی‌شود).


مطالب مرتبط:

۱- کانال تلگرام خانه‌ی پی‌نما‌ی ایران

۲– صفحه‌ی اینستاگرام خانه‌ی پی‌نمای ایران

One thought on “بازخوانی آثار برتر بخش نویسندگی «دومین مسابقه‌ی طراحی و نویسندگی پی‌نما»

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *