قدم به قدم تا دیزاتن

420-240

گزارش ششمین نشست از سلسله پیش‌رویدادهای دیزاتن

پنج‌شنبه ۱۷ اسفند، ساعت ۱۵ تا ۱۷

دانشگاه هنر، پردیس هنر‌های کاربردی، سالن جانبزرگی

خلاصه‌ای بر تاریخچۀ کمیک با حضور کامیاب قربان‌پور

9

عقیده دارد اولین گام در تولید کمیک این است که بدانی چه چیزی را می‌خواهی برسانی. بدانی دغدغه‌ات چیست. و بعد، شروع به تولید اثری کنی که پیش از همه خودت از آن لذت ببری. می‌گوید کمیک باعث می‌شود تا خواننده نویسنده را حتی بیشتر از اطرافیان و نزدیکان خود نویسنده بشناسد. تأکید دارد اگر بخواهیم نویسنده خوبی در کمیک باشیم باید متون فارسی را زیاد بخوانیم نه ترجمه‌شده‌ها را.

کامیاب قربان‌پور، منتقد و تحلیل‌گر کمیک، ادارۀ دومین پیش‌رویداد دانشگاه هنر را با موضوع خلاصه‌‍ای بر تاریخچۀ کمیک برعهده گرفت. این نشست به صورت کاملاً تعاملی و با مشارکت حضار پیش رفت. چکیده‌ای از بحث را در این گزارش می‌خوانید.

اهمیت این مدیوم و اینکه چرا باید رواج پیدا کند سوال آغازین بحث بود.

محوریت در کمیک بر سوپرهیروها یا همان ابرقهرمان‌هاست. چرا ابرقهرمان‌ها نه در کمیک که در سایر مدیوم‌ها نیز تا این اندازه رواج پیدا کرده‌اند؟ چرا انقدر دوست‌داشتنی هستند؟

مایسون کتابی دارد با عنوان خدایان و انسان‌ها که در آن قهرمانان کمیک را به خدایان جدید توصیف می‌کند و به الهامی اشاره دارد که قهرمانان امروز از اسطوره‌ها گرفته‌اند.

مسئله این است که ما خودمان را در دل این ابرقهرمان‌ها می‌بینیم. این‌ها به ما کمک می‌کنند تا هم خودمان ضعف‌هایمان را بهتر ببینیم و انسان‌های بهتری شویم و هم اینکه آیندۀ بهتری را برای خودمان بسازیم. به طور مثال در مورد مرد عنکبوتی نکتۀ جالبی که وجود دارد این است که تمام کسانی که قهرمان داستان با آنها وارد تعارض می‌شود، دوستان و اطرافیان خودش هستند. درگیری با آنها باعث می‌شود شناخت بیشتری از ایشان پیدا کند. این داستان کمک می‌کند تلاش کنیم آدم‌هایی که دوست نداریم را بهتر بشناسیم و علت کارهایشان را بفهمیم. یا در ایکس‌من‌ها نهایتاً به کسانی که در اقلیت‌های جامعه هستند کمک می‌شود تا شرایطشان را بهتر بپذیرند و موانع را راحت‌تر پشت سر بگذارند.

طبق مطالعات انجام شده کسانی که از کودکی کمیک می‌خوانند و با کمیک بزرگ می‌شوند بیشتر به اخلاقیات اهمیت می‌دهند. ابرقهرمان‌ها فارق از ظاهر فانتزی‌شان می‌توانند بحث‌های ایدئولوژیک و عمیقی را به وجود بیاورند و این همان چیزی است که آنها را جذاب می‌کند.

از منظر تاریخی کمیک به دورانی بر‌می‌گردد که مردم، برای روایت یک اتفاق، اشکالی را روی دیوارها ترسیم می‌کردند. اما کمیک مدرنی که ما امروز می‌شناسیم ریشه‌اش به کمیک استریپ برمی‌گردد؛ یعنی داستان‌های کوتاه و خنده‌داری که در روزنامه‌ها منتشر می‌شد مثل کالوین و هابز، گارفیلد و… اما اولین اتفاق جدی زمانی بود که نخستین شمارۀ اکشن کمیک منتشر شد و اولین ابرقهرمان دنیای کمیک یعنی سوپرمن خلق شد و این آغازی بود برای تولید کتاب کمیک – چیزی مستقل از پاورقی‌های روزنامه – و اینگونه وارد دوران طلایی کمیک می‌شویم. اما مجمع CCA از نشر بسیاری از آثار جلوگیری می‌کرد چون مخاطب کمیک مشخصاً کودکان بودند. در نتیجه این مدیوم در تنگنا قرار گرفت و با حذف بسیاری از آثار وارد دوران نقره‌ای کمیک شد. مثلاً دیگر کمیک وحشت یا رومانس تولید نمی‌کردند چون برای کودکان زیادی خشن و یا غیراخلاقی بود. به همین دلیل سوپرهیروها در این دوران اوج گرفتند. اما CCA به گونه‌ای باعث اوج گرفتن کمیک هم شد: از آنجا که نویسنده‌ها فهمیدند نمی‌توانند مستقیم وارد ژانرهای ممنوعه شوند، از دل ماجراهای قهرمان‌هایشان به موضوعاتی که می‌خواستند می‌پرداختند و همین باعث افزایش خلاقیت در کمیک شد. ابرقهرمان‌ها دیگر فقط ابرقهرمان نماندند و خالقان آثار توانستند بسیاری از مسائل دیگر را که حتی در کمیک‌های اولیه وجود نداشت اینجا پیاده کنند و اینگونه دوران برنزی کمیک آغاز شد.

کمیک مدرنِ دنیای امروز را دوران سیاه کمیک می‌نامند؛ کمیک‌هایی که دیگر برای کودکان نوشته نمی‌شوند، مخاطبشان بزرگسال‌ها هستند و CCA دیگر نمی‌تواند اعمال نظری رویشان داشته باشد.

از دیگر ویژگی‌های این دوران نزدیک شدن ابرقهرمان‌ها به آدم‌های عادی است با اشتباهات و بدی‌هایی که ممکن است انجام دهند و شرورهایی که روی دیگری از خود را هم نشان می‌دادند. همه چیز در این داستان‌ها خاکستری شده است.

چراییِ جذاب بودن مدیوم کمیک را در دنباله‌دار بودنش باید یافت. گاهی از روی کمیک‌ها فیلم هم ساخته می‌شود اما به موفقیت خود همان کمیک نمی‌رسد. بازگو کردن برخی حرف‌ها فقط از پس مدیوم کمیک برمی‌آید. حسی که در کمیک به مخاطب منتقل می‌شود از هیچ مدیوم دیگری قابل دریافت نیست. فرمت کمیک هم از نظر تصویری و هم از نظر کلامی می‌تواند مخاطب را به یک میزان درگیر می‌کند. چیزی که در کتاب و فیلم نمی‌توانیم هم‌زمان هر دو را داشته باشیم.

اگر امروز مدیوم کمیک مهجور است و فروشش کمتر شده است به خاطر بد بودن داستان‌ها نیست؛ داستان‌ها به خوبی گذشته و حتی بهتر شده‌اند. دلیل آن می‌تواند به خاطر رواج سرگرمی‌هایی مثل فیلم، سریال‌های باکیفیت و ویدئو گیم باشد. این مسئله لزوم بحث دربارۀ اینکه چه چیز کمیک را خاص می‌کند و چرا باید به سمتش رفت پررنگ می‌کند.

کمیک‌ را نباید محدود به سوپرهیروها کرد. با سوپرهیروها می‌توان انواع ژانرها را برای سنین مختلف پیاده کرد، اما کمیک‌های غیرابرقهرمانی‌ها با اینکه وسعت ژانر به مراتب بیشتری دارند کمتر دیده و شناخته می‌شوند.

5 1

4 3

8 10

6 11

2 7

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *