دیزاتن‌نامه – بخش سوم

420-240

نمونه‌هایی از آثار تولیدشده در دیزاتن

اولین رویداد توسعۀ محصول کمیک که با نام دیزاتن شناخته شده است، اردیبهشت‌ماه گذشته برگزار شد. در این رویداد ۹روزه، ۱۱ تیم حضور داشتند که هر کدامشان حول محور یک ایدۀ داستانی شکل گرفته بودند. شرکت‌کنندگان در هر تیم موظف بودند ضمن پرورش ایدۀ اولیۀ داستان و نگارش سناریو، بخشی از آن را نیز طراحی و اجرا کنند.

بخش اول آثار را در این لینک و بخش دوم آن را در این لینک می‌توانید مشاهده کنید. اکنون نوبت تماشای بخش سوم است:

اهوران

تعداد اعضای تیم: ۳ نفر

دربارۀ داستان: گُردیوان انجمنی سرّی است از دودمان پهلوانان اسطوره‌ای که پس از سلسله جنگ‌های هزارساله میان انسان‌های اساطیری و دیوها تشکیل شد. دو نیروی مکمل خیر و شر دو دنیا را از هم جدا کردند و دست دیوها از دنیای ما کوتاه شد. اما پس از گذشت چند سال دوباره دیوها توانستند سلسله قتل‌هایی را در دنیای انسان‌ها به‌راه بیندازند و پس از آن بود که نیروی خیر فردی به نام بادان را به همراه سه پهلوان دیگر به محافظت از این دنیا گماشت.

گردیوان همواره از این دنیا دربرابر حملات محدود دنیای اساطیری محافظت می‌کرد. در ابتدا آن‌ها پهلوانانی بودند که منظومه‌های فراوانی در وصفشان سروده می‌شد اما با گذشت زمان به افسانه تبدیل شدند و به جز عدۀ محدودی، دیگران فراموششان کردند.
صدها سال بعد، در عصر حاضر، حملات دنیای اساطیری به دنیای ما بیشتر و بیشتر شد و … .

          1     2

          3     4

          5-3     6

میراث هخامنش

تعداد اعضای تیم: ۳ نفر

دربارۀ داستان: کمبوجیه – فرزند کوروش و دومین شاه سلسلۀ هخامنشی – پس از فتوحاتش در سرزمین‌های شمالی بر ماساژت‌ها، به مصر لشکرکشی کرده و این کشور را به یکی دیگر از ساتراپی‌های پارس مبدل نموده است.
در پاسارگاد اما، مردی خود را بردیا – فرزند ارشد کوروش – می‌خواند و دعوی سلطنت می‌کند. در غیاب شاهشان، مردم مضطرب و سراسیمه‌اند. مغ‌ها کمکی به رفع تنش نمی‌کنند و رعایا وحشت‌زده به سوی بردیا می‌شوند؛ بردیایی که پشت‌گرم به این حمایت از سوی مردم و غیبت کمبوجیه، بر تخت فرمانروایی هخامنشی تکیه می‌زند و خود را شاه می‌خواند.
داریوش فرمانروایی را از آن خود می‌داند و با حمایت جمعی دیگر از بزرگان پارس، بردیا – یا آن‌طور که داریوش ادعا می‌کند – مغی به نام گئومات را به شبیخون‌گاهی خارج از پاسارگاد می‌راند و آنجا بر وی یورش می‌برد. بردیا یا گئومات اما، جنگاوری است آزموده. اما زمانی که بنظر می‌رسد شکست داریوش نزدیک است، کمک به غیرمنتظره‌ترین شکل ممکن از راه می‌رسد. باشندگانی غیرانسانی بر زمین فرود می‌آیند و در درخشش نوری بردیا را از میان می‌برند…

       7     8

       9     10

       11     12

لیلا؛ دخت فرشتۀ باران

تعداد اعضای تیم:۵ نفر

دربارۀ داستان: نور و روشنایی از آسمان‌ها رخت بربسته و تاریکی بر آن حاکم شده است. پادشاهان باختری و خاوری با هم صلح کرده‌اند تا راه‌حلی برای این مشکل پیدا کنند. آن‌ها پس از مشورت بسیار تصمیم گرفتند که برای آسمان قربانی دهند تا شاید دوباره روشنایی به آسمان برگردد. پادشاهان مصمم هستند که خودشان شخصاً مراسم قربانی را انجام دهند.

برای قربانی‌کردن پسری را نشان می‌کنند که تاجی بر سر دارد و متوجه می‌شوند که آن تاج از آن پهلوان روز بوده است. پس پادشاهان دستور می‌دهند پیش از انجام مراسم آن تاج را از سرش بردارند و به آنها بدهند. هنگامی که مأموران می‌روند تا این فرمان را اجرا کنند، متوجه می‌شوند که تاج به سر پسر چسبیده است. بنابراین پادشاهان دستور می‌دهند تا پوست سرش را بکنند و تاج را از سرش جدا کنند. تیغ را که به پوست سر پسر می‌رسانند ناگهان…

          13                14

     15     16

     17       18

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *