از مهندسی معماری تا مهندسی فرهنگی

420-240

1سیدمصطفی حسینی: با یک سوء‌برداشت در سیاست‌گذاری، خودمان را ۳۰ سال از پی‌نما محروم کردیم!

 

سید مصطفی حسینی اهل مشهد است و دارای کارشناسی‌ارشد معماری. او از سال ۱۳۸۱ کار حرفه‌ای خود را در عرصۀ انیمیشن آغاز کرده است. بخشی از سوابق حرفه‌ای ایشان در عرصۀ انیمیشن را در ادامه می‌خوانید:

  • انیماتور، طراح کاراکتر و استوری‌بُرد فیلم تلویزیونی مسلم بن عقیل از مجموعۀ عاشوراییان
  • انیماتور، طراح کاراکتر، استوری‌بُرد و لی‌اوت فیلم کوتاه حبیب بن مظاهر از مجموعۀ عاشوراییان
  • انیماتور، طراح کاراکتر، استوری‌بُرد و لی‌اوت فیلم کوتاه عابس بن ابی شبیب از مجموعۀ عاشوراییان
  • طراح استوری‌بُرد، فضا و کاراکتر فیلم کوتاه هبوط
  • طراح کاراکتر و استوری‌بُرد فیلم بلند صلح جاویدان
  • نویسنده، کارگردان و انیماتور فیلم کوتاه آخرین پیامبر
  • نویسنده، کارگردان، انیماتور، طراح استوری‌بُرد، کاراکتر و لی‌اوت فیلم کوتاه همۀ ایمان
  • طراح استوری‌بُرد فیلم بلند نبرد خلیج فارس ۲
  • طراح کاراکتر، استوری‌بُرد و استوری‌ریل فیلم کوتاه حمزه؛ شکارچی شیر
  • طراح کاراکتر، استوری‌بُرد و استوری‌ریل فیلم کوتاه پسنده

اما او که تاکنون آثار انیمیشنی‌اش مخاطبان زیادی داشته است، در عرصۀ پی‌نما نیز بسیار توانمند ظاهر شده و پرفروش‌ترین اثر پی‌نمای کشور را با موضوع شاهنامه در کارنامۀ خود دارد. به همین بهانه با وی که بر خلاف تصور نه در تهران، بلکه در مشهد ساکن است به گفت‌وگو نشسته‌ایم.

                    234

چطور وارد عرصۀ پینما یا اصطلاحاً کمیک شدید؟

اولین مواجهۀ من با کمیک برمی‌گردد به دوران راهنمایی و سال‌های ۷۰ که یک جلد از کتاب‌های تن‌تن را دست یکی از هم‌کلاسی‌هایم دیدم. کتاب قدیمی بود و بعضی صفحاتش هم جابه‌جا صحافی شده بودند. در همان وقت‌ها چند شمارۀ پراکنده از مجلۀ هزارداستان یا کارتون هم به دستم رسید که به کمیک اختصاص داشت. با این حال در تمام آن روزها دغدغۀ اولیه و آرزوی من انیمیشن بود و تبدیل داستان‌هایی از شاهنامه (که در آن زمان به شکل منثور در سروش نوجوان و کیهان بچه‌ها چاپ می‌شد) به فیلم‌های سینمایی انیمیشنی. در آن برهۀ زمانی منابع برای مطالعه و آموزش خیلی کم بود. ما به برداشت‌های شخصی از فیلم‌هایی که می‌دیدیم و مقاله‌هایی که جسته‌و‌گریخته در مجلات چاپ می‌شد و به دستمان می‌رسید متکی بودیم.

طراحی من در سال ۷۲ با کشف تصادفی یک کتاب از برن هوگارد در مورد آموزش آناتومی وارد فاز حرفه‌ای شد و سال ۸۱ در اثنای دورۀ دانشجویی، وارد فضای کار حرفه‌ای انیمیشن شدم. سال ۸۵ بود که اولین کار کمیک به من پیشنهاد شد. سفارش‌دهنده‌ای از ابوظبی قصد داشت سوپر‌قهرمان وطنی تولید کند: یک مرد شنی که از صحراهای امارات می‌آمد و با دشمنانی که اتفاقاً همۀشان هم غربی و چشم‌آبی بودند مبارزه می‌کرد. در یک کار تیمی، ۸ جلد کتاب ۴۴ صفحه‌ای تمام رنگی را ظرف ۶ ماه تولید کردیم و تحویل دادیم و به این ترتیب برای من چشم‌اندازی تازه پیدا شد. کمیک رسانه‌ای بود با جذابیت بسیار بالا که هزینه و زمان مورد نیاز آن از تولید انیمیشن خیلی کمتر بود و می‌توانست همۀ آن داستان‌های دوست‌داشتنی را به زبان تصویر بین مخاطبین ببرد. بنابراین، پیگیر شدم تا تولید کمیک ایرانی را رونق بدهم.

سال ۹۰ طرح تولید یک نشریۀ کمیک را همراه با یک ماکت ۱۶ صفحه‌ای به مؤسسۀ خراسان بردم و طرح موضوع کردم که در نهایت به قرارداد تولید چهار کتاب کمیک منجر شد و جلدهای اول آن هم فروردین سال ۹۳ به چاپ رسید و تا به امروز هم تجدید چاپ و توزیع آنها ادامه دارد.

چرا هنر پی‌نما در ایران مورد استقبال قرار نگرفته است؟

7اتفاقاً اولین بار که پی‌نما وارد ایران شد چون رسانه‌ای تصویری با جذابیت‌های دیداری بود با استقبال خوبی مواجه شد؛ مانند کمیک‌های تن‌تن و کتاب‌های بت‌من. اما بعد از انقلاب، با عرضه و دیده‌شدن کتاب‌های پی‌نما، مخالفت‌هایی صورت گرفت. نگاه مخالفین این بود که پی‌نما یا همان کمیک ممکن است تخیل فرد را محدود کند و به این ترتیب در مقابل ادبیات کودک قرار بگیرد. از سوی دیگر، چون اکثر کمیک‌هایی که به ایران آمده بود به داستان‌های ابرقهرمانی می‌پرداختند و از دنیای کاپیتالیسم می‌‎آمدند تصور می‌شد که اصولاً کمیک رسانه‌ای در خدمت اهداف امپریالیسم است و لذا باید حذف شود. به این ترتیب با یک سوءبرداشت از این رسانه، سیاست‌هایی تنظیم شد که ما را به مدت سی‌سال از یک رسانۀ جذاب و قدرتمند محروم کرد.

مقایسۀ کمیک با ادبیات همانند مقایسۀ تئاتر است با سینما، یا مجمسه‌سازی با نقاشی، چرا که کمیک برای خودش یک چهارچوب مستقل رسانه‌ای و هنری است و جای هنر دیگری را تنگ نمی‌کند؛ بلکه چه‌ بسا بتواند در خدمت توسعۀ مخاطبین هنرهای دیگر از جمله ادبیات هم قرار بگیرد؛ کما اینکه بسیاری از آثار کلاسیک ادبیات جهان در قالب کمیک بازآفرینی شده‌اند و جمع وسیع‌تری از مخاطبین با آنها ارتباط برقرار کرده‌اند.

از لحاظ محتوا نیز محدودیتی در مفاهیم قابل عرضه در کمیک وجود ندارد. در همان کشورهای غربی هم کمیک در خدمت روایت تاریخ، آموزش و دیگر شاخه‌های مسائل فرهنگی مورد نیاز جامعه قرار گرفته است. در شرق هم ژاپنی‌ها این رسانه را به شدت بومی کرده‌اند که امروزه با نام مانگا در همه جای دنیا شناخته شده است و اتفاقاً مسئلۀ ابرقهرمانی و فردگرایی در مانگاهایشان مطرح نیست، بلکه دامنۀ وسیع‌تری دارد و به موضوعات متنوع اجتماعی و فکری می‌پردازد. خوشبختانه امروز در داخل این نگاه تغییرکرده و استقبال خوبی از این هنر می‌شود و با کمک رسانه‌های مجازی نیز توانایی ارتباط و تعامل بیشتر شده است.

کدام کار خودتان را بیشتر دوست دارید و آیندۀ کار کمیک را در ایران چگونه می‌بینید؟

طبیعتاً همه کارهایم را دوست دارم. تا کنون انجام همۀ کارها با عشق و انگیزه بوده است و از طرفی هنوز در ابتدای راه هستم. تا امروز ۶ جلد کتاب جدی کمیک کار کرده‌ام و برای تولید ده جلد دیگر هم قرارداد دارم. امیدوارم مجموعۀ‌ این کارها به سرانجام برسد و بعد شاید بتوان نسبتاً قضاوت کرد.

غیر از شخص من، در مجموعۀ انتشارات خراسان، دست‌کم سه تیم تولید دیگر هم فعال شده‌اند که به امید خدا طیف متنوع‌تری از گرافیک و محتوا را در دیدرس مخاطبین قرار خواهند داد. انتشارات دیگری هم در تولید کمیک بومی یا همان پی‌نما فعال شده‌اند که إن‌شاءالله جمیع این فعالیت‌ها در کنار هم آیندۀ روشنی را برای پی‌نما رقم خواهد زد.‌

به نظرتان خانۀ پی‏نما توانسته تأثیر لازم را در عرصۀ کمیک بگذارد؟

در حوزۀ «تولید» کمیک خیلی چشممان به دست سازمان‌های دولتی و نهادهای حاکمیتی نیست. چیزی که از سیاست‌گذاران انتظار داریم حمایت‌های قانونی و فراهم‌کردن بسترهای توزیع و توسعۀ بازار است. واقعیت این است که کمیک زیر مجموعۀ کتاب به حساب می‌آید و وقتی بازار کتاب وضعیت خوبی ندارد، این امر به کمیک هم تسرّی پیدا می‌کند. کمک به تبلیغات، معرفی و توسعۀ بازار خرید محصولات باعث می‌شود تا مخاطبان محصولات را بشناسند و بخرند و رونق حاصله خودبه‌خود ارتقاء کیفیت و محتوا را در پی خواهد داشت. شاید تبلیغات تلویزیونی مستمر یا توزیع محصولات از طریق نهادها بین کارکنان و شرکت‌های طرف حسابشان، از جمله فرایندهایی باشد که بتواند تأثیر ویژه‌ای در توسعۀ این هنر داشته باشد که مسلماً دوستان فعال در مجموعۀ خانۀ پی‌نما به عنوان یک نهاد نزدیک به حاکمیت می‌توانند پیگیر راهکارهای قانونی آن باشند.

ما شاهد برگزاری سه رویداد در این مجموعه بودیم که من هم تقریبا درگیر هر سه رویداد بودم. به نظرم برگزاری این‌گونه رویدادها هم ایدۀ خوبی است برای شروع و یا شتاب دادن به آغاز فعالیت‌ها، اما آنچه مهم‌تر است ارائۀ راهکارهایی است که دوام و توسعۀ فعالیت‌ها را سبب‌ساز باشد.

دوست دارید چه کاری را تبدیل به کمیک کنید؟

به نظرم ما معادنی از محتواها داریم و کمیک یکی از راه‌های استخراج آنها است. دوست دارم تاریخ ایران و زندگی شخصیت‌های قهرمان تاریخی و مذهبی را در قالب کمیک روایت کنم. اساطیر و قصه‌های عامیانه هم که جای خود دارند. از طرف دیگر تصویرکردن زندگی‌ای فعال و پرامید برای ایران فردا هم موضوع جذابی است. اما از منظر هدف‌گذاری، به نظر من مسئلۀ ما در کار فرهنگی و هنری، باید بحث امید و اعتماد به نفس باشد که اتفاقاً به شدت نیز با هم مرتبطند چرا که کسی می‌تواند به آینده امیدوار باشد که اعتماد به نفس کافی را برای اصلاح و تغییر داشته باشد. زندگی امروز ما درگیر مشکلاتی است اما ریشۀ حل مشکلات این است که باور کنیم می‌توانیم از پس آنها بربیاییم و این یعنی اعتماد به نفس داشته باشیم. بخشی از علاقۀ من به کارهای شاخص تاریخی و مذهبی هم بیشتر از این زاویه است.

ویژگی نسل جدید پی‌نماگران کشور را چه می‌دانید و چه تفاوتی با نسل قبل دارند؟

بزرگ‌ترین ویژگی امروزی‌ها این است که به منابع بسیار زیادی دسترسی دارند. اینترنت فاصله‌ها را از میان برداشته و آثار بهترین هنرمندان جهان و حتی کلاس‌های آموزشی آنها در دسترس همه قرار گرفته است. رسانۀ کمیک بهتر شناخته شده و عرصه‌های ظهور و بروز کارهای تصویری خیلی گسترده‌تر از قبل شده‌اند. هنرمندان امروز با طیف گسترده‌تری از تکنیک‌ها چه در روایت و چه در تصویرگری و پرداخت آشنا هستند. از سوی دیگر ابزار هم پیشرفت کرده و کار آسان‌تر و سریع‌تر شده است. به نظرم همه چیز فراهم است تا کمیک ایران جهشی اساسی کند و اتفاقات خوبی برای آن بیفتد.

شما مهندس معماری هستید. آیا تمام وقت کاری خود را برای پی‏نما و انیمیشن می‌گذارید یا در مهندسی هم مشغولید؟

بله، مهندس معمار هستم اما زندگی من از طریق انیمیشن می‌چرخد و فرصتی برای کار در حوزۀ مهندسی ندارم چرا که به طور جدی درگیر کارهای فرهنگی و هنری هستم.

                    56

این‌طور که گفتید بیشتر آثار انیمیشنی اوایل دهۀ هشتاد تولید شده است؛ چرا این وضع ادامه پیدا نکرد؟

وضع مالی سازمان‌های دولتی و حاکمیتی همیشه دچار افت‌و‌خیز است. اما عامل مهم‌تر در تغییر و تحولات، عدم ثبات مدیریت‌هاست. هر مدیر تازه‌ای که بر سر کار می‌آید سیاست‌ها و نگاه متفاوتی دارد و این موضوع در نحوۀ پیگیری و نوع تولیدات تأثیر فراوان می‌گذارد. به هر حال این مشکلات همیشه بوده و در عین حال، دوستان همکار ما در عرصۀ انیمیشن مجموعه کارهای باکیفیتی را ظرف این سال‌ها تولید کرده‌اند که نشان از توان فنی بالای نیروهای فعال در این عرصه دارد.

توصیۀ شما به کسانی که می‌خواهند وارد عرصۀ کمیک بشوند چیست؟

توصیه خیلی معنا ندارد. خودشان خیلی زود با نیازهایشان در روند تولید کار مواجه می‎شوند. داشتن پشتوانۀ قدرتمند اطلاعاتی چه از حیث تصویری و چه از حیث محتوایی و فنی می‌تواند راهگشا باشد. اما اگر بخواهم توصیه کنم فقط می‎گویم بدانیم برای چه کار می‎کنیم. شاید برای بعضی از ما تنها ارضای حس درونی باشد و کار را از روی علاقه دنبال ‌کنیم اما در زمانه‌ای هستیم که مشکلات وجود دارد و باید توجه بیشتری به شرایط داشته باشیم و بدانیم هر کاری که انجام می‌دهیم تأثیرگذار است. با نیت تولید اثر درست و سازنده کار کنیم و جامعه را به سمت بهتری سوق دهیم.

کسی که بخواهد وارد این عرصه بشود باید چه توانایی‌هایی داشته باشد؟

به غیر از نویسندگان، به نظر می‌رسد هر نوع فعالیت دیگری در این عرصه‌ها، به آشنایی با مهارت‌های مربوط به طراحی نیازمند است. خطوط قدرتمند، شناخت آناتومی و زبان بدن و میمیک و اصول طراحی شخصیت جزء مهارت‌هایی هستند که در هر دو عرصۀ کمیک و انیمیشن به کار می‌آیند. برای کار کمیک، شناخت نور و رنگ و ترکیبات آنها از مهارت‌های ضروری به شمار می‌رود و برای انیمیشن تایمینگ و بازیگری هم! نویسندۀ کمیک یا نویسندۀ انیمیشن هم باید ماجراپردازی در نوشتن را بلد باشد و طوری داستان بنویسد که به مدد کنش‌ها و دیالوگ‌ها کشش بیشتری برای ادامه داشته باشد چرا که چیدمان کلمات برای توصیفات و حال و هوای افراد در این رسانه‌ها وجود ندارد بلکه صحنه‌هایی در قالب تصویر وجود دارند که داستان را روایت می‌کنند.

چرا کاراکترهای کمیک‌ها و انیمیشن‌های تولیدی شما در فضای مجازی تبلیع نشده‌اند تا برندسازی شود؟

فضای مجازی هم در سال‌های اخیر بالا و پایین‌های خودش را داشته است. اخیراً در اینستاگرام خط تبلیغی را شروع کرده‌ایم. قدم اول برای انتشارات حل کردن بحث توزیع بود که به لطف خدا به جاهای خوبی رسیده است. در حال حاضر بحث موشن‌کمیک و تیزر تلویزیونی در برنامه قرار گرفته تا بتوانیم حضور گسترده‌تری در فضای مجازی داشته باشیم. در فضای انیمیشن هم یک سریال ۱۲ قسمتی را با سرمایه شخصی تولید کرده‌ایم با نام «ماجراهای این ور آب» که این روزها درگیر بررسی راه‌های توزیع و پخش آن هستیم.

2 thoughts on “از مهندسی معماری تا مهندسی فرهنگی

  1. درسته که ما باید به اساطیر خود توجه ویژه ای داشته باشیم،ولی ارتباط بر قرار کردن با اشخاصی مثل رستم خیلی سخت است!ببینید اصولا وقتی یک قهرمان نقط ضعفی نداشته باشد ویا مثلا شکستی نداشته باشد و مدام در طلاطم نباشد،نمیشود با او ارتباط بر قرار کرد.همینطور که ای شخصیت از سالیان پیش است،قهرمان باید با دقدقه های امروز سر و کله بزند.
    و همینجور که به اساطیر میپردازیم باید بفکر نو اوری باشیم.
    مثلا شرکت مارول هم اشخاصی مثل ثور و هرکول رو دارد،و در کنارش ایرون من و اسپایدر من،نباید یکی را کنار زد باید هردو رو مد نظر داشت.
    در همین مثال شما با اسپایدر من راحت تر ارتباط برقرار میکنی یا با هرکول؟
    ولی خب همین که کمیک تو ایران در حال پیشرفت هس خودش خوبه.
    با تشکر از “خانه ی پی نما ی ایران”.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *