بررسی ویژگی­‌های ساختاری در پی‌­نما

ابر سخن

پی‌نما دارای ویژگی‌هایی منحصربه‌فرد است که هر یک از این عوامل، نقشی اساسی و تأثیرگذار دارند، به‌گونه‌ای که حذف هر یک شالوده و ساختار پی‌نما را از هم می‌پاشد. قصد داریم تا با مجموعه نوشتارهایی در همین زمینه به بررسی عوامل ساختاری در پی‌نما بپردازیم.

چندین دسته‌بندی برای ویژگی‌های ساختاری پی‌نما وجود دارد. به عنوان مثال، بخش ساختار در کتابِ کتاب کمیک[۱]، ساختار پی‌نما را به ابر سخن، توالی تصاویر، وحدت عناصر و عوامل گرافیکی تقسیم کرده است،‌ که عوامل گرافیکی خود شامل چهار بخشِ شکست روایتی، ترکیب‌بندی، صفحه‌آرایی و سبک می‌شود. و یا آقای اسماعیلی‌سهی در مقاله خود با عنوان زنجیره و پیوستگی تصاویر پی‌نما، به بررسی جزئی‌تری در این زمینه پرداخته که شامل دکوپاژ، تصویرگری پی‌نما، فرم و محتوا، توازن و تعادل، حرکت و توهم حرکت، نما، شخصیت‌پردازی، نور، رنگ، صوت و گفتار و دیدگاه‌های داستانی می‌شود. در واقع می‌توان گفت تقسیم‌بندی آقای سهی می‌تواند زیر مجموعۀ عوامل یاد شده در کتاب کمیک باشد.

در این مجموعه نوشتار، ویژگی‌های موجود را به دو گروه تقسیم نموده‌ایم، بخش اول با عنوان ویژگی‌های پی‌نما شامل ابر سخن (بالون)، کادر و نماها، حرکت و پویایی، توالی تصاویر و روایت‌گری و شخصیت‌پردازی و بخش دوم با عنوان عوامل گرافیکی در پی‌نما شامل شکست روایت، ترکیب‌بندی و عوامل وابسته به آن، صفحه‌آرایی و سبک می‌شود که هر کدام به صورت مجزا مورد بررسی قرار خواهند گرفت.

قسمت اول: ابر سخن (بالون)

نیمو کوچولو در سرزمین خواب، وینزور مک‌کی، نسخۀ اصلی صفحه یکشنبه، ۲۲ جولای ۱۹۰۶

ابر سخن و یا بالون یکی از عناصر تعیین‌کننده در پی‌نما است. ابر سخن، با ایجاد تعاملی سازنده بین کلمه و تصویر، نقطه تمایزی بین پی‌نما و تصویرسازی صرف محسوب می‌شود. به اعتقاد دیوید کریر[۲]، «ابر سخن یک دستاورد فیلسوفانه محسوب می‌شود (دیوید کریر، رابرت سی.هاروی، راجر سابین ۱۳۹۳, ص۳۷).» کلمات در پی‌نماهای اولیه به صورت روایی و عموماً در پایین کادر ذکر می‌شد، در سال ۱۹۰۶ وینزور مک‌کی[۳] پی برد که روایت زیر کادرها، شرح بی فایده‌ای بر وقایع است؛ ازاین‌رو در نیمو کوچولو[۴]، اقدام به حذف آن نمود و نیمو کوچولو را به یک فرم هنری روایی که بیشتر تصویری بود تبدیل کرد، فرمی که امروزه به آن کمیک‌استریپ مدرن می‌گویند (همان، ص۳۷).

همان طور که در تصویر می‌بینید مک‌کی روایت داستان را از حاشیه کادرها به درون آن منتقل کرد، به گونه‌ای که متن و تصویر از یکدیگر مجزا نباشند و فرمی یکپارچه را ارئه دهند.

تا به حال به بخار بازدم که هنگام صحبت کردن در هوای سرد از دهان خارج می‌شود دقت کرده‌اید؟ شاید جالب باشد بدانید احتمال داده می‌شود برخی از تصویرگران اولیه پی‌نما ابرهای سخن را از همین بخار الهام گرفته‌اند. از طرفی ایتالیایی‌ها نیز پی‌نما یا کمیک را فومتو، به معنای تودۀ بخار می‌نامند[۵]؛ که در واقع مجازی است از کل کادر و ابر که هر دو را شامل می‌شود. انتخاب مکانی مناسب در تصویر برای قرارگیری ابر سخن و انتخاب فونت یا نوع قلمی که با سبک کار هم‌خوانی داشته باشد، از اهمیت بالایی برخوردار است. به عنوان مثال فونتی که در سال‌های ۱۹۴۰ برای بت‌من و سوپرمن به کار می‌رفت، نشان‌دهندۀ سبک خاص آن دوران است (همان، ص۳۸).

هد کامیکس، رایرت کرامپ، ۱۹۶۸

ابر سخن می‌تواند شامل هر تصویری باشد که با کلمات تلفیق شده است؛ ممکن است کاملاً خالی باشد تا نشان دهد که شخصیت هیچ فکری ندارد و یا شامل علامت‌هایی که نمایشگر احساسی خاص باشد. برای مثال در هد کامیکس[۶] (اثر رابرت کرامب[۷])، ابرها نه تنها شامل کلمات هستند بلکه تصاویری تمثیلی را نیز شامل می‌شوند؛ علامت‌های سؤال و علامت‌های تعجب، حرکت مابین دو ابر مجزا، مثل خرد‌شدن قلب در ابر یک شخصیت توسط گلوله‌ای که از ابر شخصیتی دیگر شلیک شده است؛ کلمات نامفهوم؛ کرۀ چشم؛ و صحنه‌های خیال‌انگیز مستقل و پرجزئیات در جاهای مختلف این پی‌نما قابل رؤیت است (همان، ص۳۹).

ویژگی‌های ابر سخن و تنوع در طراحی آن به تصویرگر اجازه می‌دهد تا با توجه به شرایطی که در پی‌نما ایجاد می‌شود، در ظاهر ابر سخن تغییراتی ایجاد کند و از طرح‌هایی خلاقانه برای جدابیت بیشتر در اثر بهره ببرد. گونه‌ها و اشکال مختلفی در ابر سخن قابل استفاده است که هنرمند در استفاده از آن محدودیتی ندارد. به عنوان مثال استفاده از علامت (!) و یا (؟) برای نشان دادن تعجب بیش از اندازه، یا استفاده از یک سری حباب ابر خالی بالای سرِ شخصیت، که نشان دهنده افکار بیان نشده‌اند، افزایش تدریجی حروف برای نشان دادن بلندتر شدن صدا و یا جا انداختن برخی کلمات در جمله برای به تصویر کشیدن تردید. در پی‌نمای ژاپنی یا همان مانگا با اشکال متنوعی از ابرهای سخن روبرو هستیم که تصویرگر با بهره‌گیری از آن، فضایی پرتحرک و پرکنش ایجاد می‌کند. ابرهای سخن می‌توانند به شکل‌های مختلفی ظاهر شوند و همچنین هنرمند می‌تواند برای انتقال بهتر برخی مفاهیم، از یک سری نمادها و نشانه‌ها که در ابرها قرار می‌گیرند و یا تغییر در شکل ظاهری آنها، استفاده کند.

گونه‌های مختلف تصویری از ابر سخن

در داستان‌های لیل ابنر[۸] شاهد ابرهای سروته در زمانی که شخصیت سروته آویزان شده است، هستیم و یا ابرهای وارونه برای خرچنگ در کریزی کت[۹] که راه رفتن و حرف زدنش هم عقب عقبکی ست، این اتفاق برای بقیه شخصیت‌ها، زمانی که با خرچنگ صحبت می‌کنند نیز می‌افتد؛ یا کلمات نجواگونه که برای شخصیت‌ها قابل شنیدن هستند ولی برای بیننده‌ها، غیر قابل خواندن (همان، ص۴۰).

ابر سخن و کلمات درون آن راهکاری است برای نمایاندنِ محتویات ذهن شخصیت‌ها؛ این کار در گذشته بر عهدۀ حالات چهره بود و در صورت لزوم کلماتی که به پیشبرد روایت کمک می‌کردند در خارج از کادر تصویر بیان می‌شد. در واقع ابر سخن مانند ظرفی عمل می‌کند تا محتویات ذهنی و کلمات بین شخصیت‌ها در آن قرار گیرد. با کمی دقت خواهید دید ابرهای سخن در پی‌نماها، اصولا به موجود و یا چیزی که قابلیت فکرکردن دارد، وصل هستند. زمان افعال نیز عموماً حال است و در مواردی که قرار است زمانی در گذشته نمایش داده شود از فلاش بک استفاده می‌کنند و شخصیت‌ها در آن دوره به زمان حال صحبت و فکر می‌کنند.

در سنت قدیم هنرهای تجسمی اضافه کردن کلمات به تصویر نشان از ضعف تصویرگر در انتقال روایت توسط تصویرِ صرف محسوب می‌شد، اما امروزه استفاده از ابر سخن و کلمات در پی‌نما از ارکان اصلی این رسانه محسوب می‌شود که خواننده-بیننده به آن خو گرفته و با تمام پیچیدگی‌هایش،‌ به سادگی آن را پذیرفته است؛ رکنی که اگر نباشد دیگر پی‌نما نیز مفهومی جدا از تصویرسازی صرف نخواهد داشت.

لیلا تیموری نژاد

————————————————————

[۱] دیوید کریر، رابرت سی.هاروی، راجر سابین، ترجمۀ مرجان نعمتی

[۲] David Carrier (متولد۱۹۴۴) – فیلسوف و منتقد فرهنگ و هنر امریکایی

[۳] Zenas Winsor McCay

[۴] Little Nemo

[۵] احتمال داده می‌شود برونو دی جووانی،‌هنرمند فلورانسی قرن پانزدهم،‌ مبدع ابر سخن بوده باشد. وازاری در کتاب خود می‌نویسد: «به دلیل این که برونو پس از خلق ]قدیس نگه‌دارندۀ بازوان پیزا[ شکوه کرد که انسان‌ها در اثر او به اندازۀ انسان‌های بوئنامیکو زنده‌نما نیستند،‌ بوئنامیکو از روی مزاح، به منظور اینکه به او یاد دهد فیگورها را جوری بکشد که اگر زنده ننمایند، لااقل بتوانند صحبت کنند، او را واداشت تا کلماتی در اثر بگنجاند که از دهان زن التماس‌کننده به قدیس خارج شود و همچنین پاسخ قدیس به زن را….» (دیوید کریر، رابرت سی.هاروی، راجر سابین ۱۳۹۳، ص۴۵).

[۶] Head Comix 

[۷] Robert Dennis Crumb (متولد ۳۰ آگوست ۱۹۴۳) – کارتونیست و موسیقی‌دان امریکایی

[۸] Li’l Abner این پی‌نما توسط آل کپ به مدت ۴۳ سال تصویر و چاپ می‌شد، از ۱۳ آگوست ۱۹۳۴ الی ۱۳ نوامبر ۱۹۷۷٫

[۹] Crazy Cat

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *