شَزَم: ادای احترام به سنت‌های غربی

پیوند قدرت‌های جادویی قهرمان به سنت‌ها

بهار امسال فیلم سینمایی شَزَم (SHAZAM) اکران شد؛ فیلمی که از روی یکی از شخصیت‌های پرطرفدار کمیک در دهۀ ۱۹۴۰ میلادی به همین نام ساخته شده بود. گویا تصمیم برای ساختن این فیلم سال‌ها پیش گرفته شده بود، اما همیشه به دلیلی این کار به زمان دیگری موکول می‌شد. حتی سال ۲۰۰۹ برخی از مراحل پیش‌تولید این فیلم طی شد و گروه کارگردانی و تعدادی از بازیگران آن هم انتخاب و تعیین شدند اما باز هم پروژه پیش از آنکه وارد تولید شود خوابید و این شخصیت کمیک روی پردۀ سینما نرفت؛ تا همین بهاری که در اکنون در آن هستیم.

شزم، داستان پسر نوجوانی است به نام بیلی باتسون که تحت شرایطی خاص، هر زمان که واژه شزم را به زبان می‌آورد به ابرقهرمانی بزرگسال تبدیل می‌شود و به نیروهای فراانسانی دست می‌یابد. اما این واژۀ عجیب، یعنی شزم چه معنی‌ای دارد؟ چنان که گفته‌اند این واژه از هم‌نشینی و ترکیب حرف اول شش نام از میان نام‌های اساطیری غربی‌ها ساخته شده است: سلیمان (Solomon)، هرکول (Hercules)، اطلس (Atlas)، زئوس (Zeus)، آشیل (Achilles)، مرکوری (Mercury).

اجازه بدهید هر کدام از این اسامی را با هم بررسی کنیم:

  • سلیمان، پیامبر و پادشاه بنی‌اسرائیل بود که طبق روایات متون مقدس، اقتدار و حکمت را توأمان با هم داشت و فرمانروایی شکوهمندی را پایه‌گذاری کرد.
  • هرکول، پهلوانی از میان پهلوانان اساطیری یونان و حتی شاید بزرگ‌ترین آن‌هاست، که سرسختی و تسلیم‌ناپذیری و قدرت حیرت‌انگیز بدنی برخی از مهم‌ترین ویژگی‌های او محسوب می‌شوند.
  • اطلس در اساطیر یونانی یکی از تایتان‌ها بود و بر شهر افسانه‌ای آتلانتیس حکومت می‌کرد. بعدها به جنگ با خدایان برخاست و شکست خورد و محکوم شد به اینکه آسمان و زمین را به دوش بکشد. او به نوعی تداعی‌گر کسی است که بار سنگینی را حمل می‌کند و کارهای دشواری را که دیگران از پس آن برنمی‌آیند می‌پذیرد و انجام می‌دهد.
  • زئوس، خدای تندر و پدر ایزدان یونانی هم آنقدر معروف است که نیازی به توضیح ویژگی‌های او نداشته باشیم.
  • آشیل، یکی از قهرمانان یونانی بود که در جنگ تروآ شرکت کرد و مشهور بود که از هیچ سلاحی زخم برنمی‌دارد.
  • در نهایت به مرکوری می‌رسیم که نه یکی از اساطیر یونانی، که اسطوره‌ای از میان اسطوره‌های رومی است و حتی ریشه در مذهب باستانی آن‌ها دارد. رومی‌ها او را مرد جوانی با قابلیت‌های بسیار می‌دانستند که همزمان از پس انجام چند کار برمی‌آمد و گویا به وقت ضرورت می‌توانست پرواز هم بکند.

چنان که دیدیم، شزم به دو سنت اصلی غربی‌ها اشاره دارد (سنت یونانی – رومی و سنت یهودی – مسیحی) و قدرت‌های جادویی شخصیت اصلی و قهرمان داستان را به آن سنت‌ها پیوند می‌زند. این پیوند به سنت و منشأ قدرت‌های فراانسانی قهرمان داستان را در کنار ایدۀ اصلی خلق این شخصیت در نظر بگیرید: آرزوی کودکانه برای هرچه زودتر بزرگ‌شدن و قوی‌شدن و در واقع پذیرفته شدن به عنوان یک فرد مهم. شزم اشاره‌ای است صریح به این نکته که دانش و حکمت باستانی و تکیه بر آنچه از هزاران سال پیش برای انسان امروزی به میراث مانده است فرد را استوار و راسخ و دارای هویتی شایستۀ احترام می‌کند و آن خواسته، یعنی پذیرفته‌شدن به عنوان فردی مهم را محقق می‌سازد (می‌توانید در جمله قبلی، به جای «فرد» از «جامعه» استفاده کنید و دوباره آن را بخوانید).

در حقیقت شزم ادای احترامی است تمام‌عیار به سنت‌های غربی، که یک پای آن در اساطیر و پای دیگر آن در مذهب – به ظاهر به حاشیه رفتۀ – آنان است. جالب‌تر اینکه در یکی از کمیک‌های مربوط به این ابرقهرمان ما درمی‌یابیم که جادوگری که به بیلی آن قدرت فراانسانی را بخشیده، چوپانی از سرزمین کنعان بوده که در زمانی بسیار دور بر شیطانی مخوف غلبه کرده و با تحمل رنج و ریاضت به حکمت باستانی دست یافته است.

در پایان کمی هم به تاریخچۀ این ابرقهرمان دنیای کمیک بپردازیم: این شخصیت نخستین بار سال ۱۹۳۹ با نامی دیگر (کاپیتان مارول) معرفی شد و چنان که می‌گویند یکی از محبوب‌ترین شخصیت‌های کمیک در دهۀ ۱۹۴۰ محسوب می‌شد. اما کاپیتان مارول که بعدها به خاطر رعایت برخی قوانین کپی‌رایت و نشر در امریکا شزم نام گرفت، سیر ثبات و یکنواختی نداشت و حتی به خاطر مشکلاتی که طراحان و تولید‌کنندگانش با آن مواجه شده بودند برای چند سال در هیچ داستانی نقش‌آفرینی نکرد. اما دوباره احیا شد و در پایان دومین دهه از قرن بیست و یکم در یک فیلم سینمایی پرفروش حضور یافت.

                    

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *