بررسی ویژگی‌های ساختاری در پی‌نما

قسمت دوم: کادر و نماها

کادر، مانند ابر سخن، عنصری محوری در پی‌نما محسوب می‌شود؛ چرا که تصاویر با قرارگیری در کادرها از یکدیگر مجزا می‌شوند و سپس با قرارگیری همین کادرها در کنار یکدیگر، توالی تصاویر و روایت‌گری رخ می‌دهد. کادر در پی‌نما، علاوه بر اینکه از قواعد ترکیب‌بندی در نقاشی، عکاسی و تصویرسازی پیروی می‌کند،‌ اساساً متحرک تصویر می‌شود. در واقع انتقال تصویر از یک کادر به کادری دیگر و همچنین حرکت در داخل فضای هر کادر، تداعی‌گر حرکت می‌شود. کادرها در پی‌نما، به منظور جداسازی تداوم زمانی و یا جدایی یک تصویر از تصاویر دیگر، طراحی نمی‌شود؛ بلکه بار و تأثیری زمانی و نمایشی دارد و در کنار کادرهای دیگر، ارتباط و پیوند زمانی و مکانی داستان را پدید می‌آورد. تصویرگر پی‌نما، بر خلاف عکاس یا نقاش، کادر را با ترکیب‌بندی وفق نمی‌دهد، بلکه ترکیب‌بندی‌های مختلف را با کادرهای مورد نظر خود، هماهنگ می‌سازد تا از این طریق بهترین بهره را از کادرها ببرد (اسماعیلی سهی ۱۳۷۷, ۱۰۰).

تصویر ۱ – سوپرمن حلقۀ کریپتن را به بت‌من می‌سپارد[۱]، جان بایرن[۲]، دی.سی کامیکز، ۱۹۸۶٫ استفاده از نماهای متفاوت برای بالا بردن فضای نمایشی.

کادرها در پی‌نما این امکان را برای تصویرگر فراهم می‌سازد که توجه مخاطب را به موضوع و یا سوژه‌ای معطوف سازد که در زمینه‌ای وسیع‌تر، کم‌تر مورد توجه قرار می‌گیرد. این کار با استفاده از نماهایی که در کادرها استفاده می‌شود، صورت می‌پذیرد. استفاده از نماها می‌تواند در جلب کردن توجه مخاطب و انتقال بار دراماتیک، تصویرگر را یاری کند. غالباً برای این کار از نماهای مرسوم سینمایی استفاده می‌شود(تصویر۱).

این نماها در فیلم‌نامه‌های تصویری یا همان استوری‌بورد، توسط طراحان بر روی کاغذ تجسم می‌یابند. استیون دی.کاتز[۳]، در کتاب نما به نما[۴]، معتقد است که طرح‌های موجود در استوری‌بورد نمونۀ بسیار خوبی از داستان‌گویی با تصاویر هستند و سرمشق‌های خوبی برای طراحی تصاویر دنباله‌دارند. نمای نزدیک[۵] یا درشت، نمای متوسط[۶] و نمای باز[۷] از پرکاربردترین نماها محسوب می‌شوند.

گرچه نماهای باز و متوسط و درشت را می‌توان برای نمایش موضوع‌های مختلف به کار برد، اما اغلب از این نوع نماها برای نمایش انسان استفاده می‌کنند. نمای خیلی باز[۸] برای معرفی کلی فضا و همچنین نمایش عظمت و وسعت فضا استفاده می‌شود. نمای باز، کمی بسته‌تر از نمای خیلی باز است و اغلب برای معرفی شخصیت‌ها و موقعیت مکانی آنها به کار می‌رود. در واقع این نما، فضا و شخصیتی را به مخاطب معرفی می‌کند، که قرار است روایت، حول محور اتفاقاتی بچرخد که برای آنها حادث می‌شود.

تصویر ۲ – مهر خاوران، حسن روح‌الامین، ماهنامۀ پی‌نمای جدید، شمارۀ دهم، ۱۳۸۸٫ نمونه‌ای از کاربرد نماها در پی‌نما.

نمای درشت برای نزدیک کردن مخاطب به کنش به کار می‌رود. غالباً نماهای بسیار درشت دربردارندۀ تصاویری است از اشارات چشم، خیره شدن‌ها، اشک ریختن‌ها، نگاه‌های دزدکی، نگاه‌های تند و تمام گسترۀ زبانی که چشم‌ها در اختیار دارند. در واقع چشم‌ها گویاترین عضو چهرۀ انسان هستند چرا که در سکوت منتقل می‌نمایند آنچه را که زبان با کلمات و صدا بیان می‌کند. نمای درشت نه تنها می‌تواند نشان‌دهندۀ نزدیکی و محرمیت با شخصیت داستان باشد، بلکه می‌تواند این احساس را در مخاطب ایجاد کند که به حریم خصوصی دیگران وارد شده یا در لحظات آسیب‌پذیری آنان شریک گشته است (دی.کاتز ۱۳۸۴، صص۱۳۹و۱۴۰).

نمای متوسط بیشتر برای نمایش تمام قد انسان به کار می‌رود و حالات و حرکات را به نمایش می‌گذارد. از این نما برای نمایش صحنه‌های گروهی نیز استفاده می‌شود. نمای متوسط و همچنین نمای تمام قد[۹] از نماهای عامه‌پسند محسوب می‌شود و از مزیت‌های آن، ایجاد موقعیتی برای طراح است تا بتواند با استفاده از حرکات و زبان بدن، موقعیت‌های پرکنش را به نمایش بگذارد (همان، ص۱۴۶).

استفادۀ مناسب نماها در کادرهای متوالی، سبب ایجاد حس حرکت و پویایی در پی‌نما می‌شود و با ایجاد حرکتی رو به جلو، در پیشروی روایت تأثیری چشمگیر دارد. به عنوان مثال برای صحنه‌هایی که شامل گفت‌وگو می‌شود، قرارگیری نمای تمام قد در کنار دو نمای متوسط و درشت، کارساز بوده و حرکتی رو به جلو ایجاد می‌کند. دی.کاتز معتقد است « نماهای متوسط و تمام قد می‌توانند روایت را کامل کنند و بدون استفاده از نماهای دیگر کنش را در بر گیرند، اما نمای درشت برای برآوردن نیازهای روایی صحنه معمولاً باید با نماهای درشت، متوسط و یا تمام قد همراه شود (همان، ص۱۴۶)».

نمای تفصیلی یکی از نماهایی است که بیشتر در مانگای ژاپنی با آن روبرو هستیم و نیز از نماهای پر کاربرد در مانگا محسوب می‌شود. در نمای تفصیلی نکات بی‌اهمیت حذف می‌شوند و توجه خواننده را به سوژۀ خاصی معطوف می‌کند. برای نمونه یک نمای تفصیلی می‌تواند زنگ زدن تلفن را زمانی که شخصی چشم انتظار یک تصمیم حیاتی است یا یک صفحه کلید رایانه را در آستانه ورود یک رمز مهم نشان دهد (هارت ۱۳۹۰).

تصویر ۳ – سه نمونه از نمای تفصیلی در مانگا.

تصویرگر پی‌نما قادر خواهد بود با بهره‌گیری از نماها، به روایت تصویریِ خود ریتم دهد؛ همچنین نماها را در کادرها به گونه‌ای استفاده کند که در ترکیب‌بندیِ اثر، ایجاد توازن و تعادل نماید. بی‌شک تصویرگر پی‌نما نیاز دارد به خوبی با نماهای یاد شده آشنایی داشته باشد، تا بتواند از امکاناتی که نماها در اختیارش قرار می‌دهند، به درستی استفاده کند.

لیلا تیموری‌نژاد

———————————————————–

[۱] Superman entrusts Batman with the Kryptonite Ring

[۲] John Lindley Byrne (متولد ۱۹۵۰) – نویسنده و تصویرگر کتاب‌های کمیک

[۳] Steven D. Katz

[۴] SHOT BY SHOT

[۵] Close-Up

[۶] Medium shot

[۷] Long shot

[۸] Extream long shot

[۹] Full Shot

منابع

دی.کاتز، استیون (۱۳۸۴)، نما به نما، تدوين توسط امید نیک فرجام، ترجمه محمد گذرآبادی، انتشارات بنیاد سینمایی فارابی، تهران.

هارت، کریستوفر (۱۳۹۰)، طراحی شخصیت های کارتون(مانگا)، ترجمه هادی مهرابی، چاپ سوم، میردشتی، مشهد.

اسماعیلی سهی، مرتضی (۱۳۷۷)، زنجیره و پیوستگی تصاویر کمیک‌استریپ، نقد سینما، شماره۱۴، صص ۹۶-۱۰۷٫

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *